دل سرای مصطفی سلیمانی
جواب نظرات داده می شود!
 

داستان امیر کبیر و امام حسین(ع)
 
دل سرای سلیمانی
 
آیت الله اراکی فرمودند:
شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت
پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
با لبخند گفت:خیر
سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟
گفت:نه
با تعجب پرسیدم:پس راز این مقام چیست؟
جواب داد:هدیه مولایم حسین است!
گفتم چطور؟
با اشک گفت:

آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد
آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت:

به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی              عشق محمد بس است و آل محمد

برچسب‌ها: داستان امیر کبیر و امام حسین, امیرکبیر, آیت الله اراکی, خواب دیدن امیرکبیر, برای منبر

ارسال در تاريخ شنبه 12 فروردین1391 توسط مصطفی سلیمانی

قرار داد پکیج عروس با تخفیف ویژه در ماه محرم و صفر


هر انسانی, هر اصولی,هر اعتقادی و کلاً هر گزینه ای  برای خود حرمت و شأنی دارد که همه انسان‌ها به حکم انسان بودن وذی شعور بودن موظف ومقیّدند که این حرمت‌ها را حفظ کنند و به هر دلیل و بهانه ای آن‌ها را زیر پا نگذارند.


عروسی-قرارداد
چرا که گاهی حفظ برخی حرمت‌ها که ارزشمند تر و عزیزتر هستند در بین آدم‌ها ؛خود می‌شود فتح باب و گشایشی جهت رفع مشکلات و گره های کوری که امروزه بیش از هرزمان و دوره ای گریبان گیر انسان عصر ارتباطات و تکنولوژی شده است.

عصری که افتخارش شکستن همه حریم‌ها و درهم نوردیدن همه موانع دست و پاگیری است که به اسم سنّت , خاری در چشم بشر مدرن امروز شده است.

درگذشته برای هر چیزی احترام خاص خودش را قائل بودیم و اجازه هم نمی‌دادیم کسی در هر کجای دنیا به آن اصول و عقاید و بعضاً به اشخاص مورد احترام ما ,کوچک‌ترین گستاخی را نشان دهد.نمونه‌اش هتک حرمت عده ای ملحد وبی دین در کشور دانمارک نسبت به ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص) بود که انصافاً بازتاب گسترده ای به نشانه اعتراض در بسیاری از کشورهای مسلمان و معتقد داشت و صدها نمونه دیگر که در کشورهای مختلف هرز چند گاهی شاهد آن هستیم و فقط خدا می‌داند چه زجری دارد دیدن این اعمال زشت و کفرآمیز و در عین حال عاجز بودن از مجازات این‌ها که حتی لایق عنوان انسان هم نیستند که برآنها نهاده شود و فقط حسابشان به کرام‌الکاتبین واگذار می‌شود.

این اتفاقات وقتی از یک کافر در بلاد کفر سر بزند خیلی جای تعجب ندارد, ولی هر اقدام بی‌شرمانه ای که توسط یک مسلمان و در یک کشور اسلامی صورت می‌گیرد, بیش از هر زمان دیگر خون انسان را به جوش می‌آورد و داد از نهاد آدمی برمی آید.


برچسب‌ها: عروس, ماه محرم, ماه صفر, تخفیف ویژه, عکس, مسایل اجتماعی

ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه 25 دی1390 توسط مصطفی سلیمانی

اربعین، ستون عصاره عترت

اربعین

امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند: «علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین و زیارة الأربعین و التختّم فى الیمین و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرّحمن الرّحیم» ؛ نشانه های مؤمن و شیعه، پنج چیز است: اقامه نمازِ پنجاه و یک رکعت، زیارت اربعین حسینی، انگشتر در دست راست کردن، سجده بر خاک و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم.

مراد از نماز پنجاه و یک رکعت، همان هفده رکعت نماز واجب روزانه به اضافه نمازهای نافله است که جبران کنندهنقص و ضعف نمازهای واجب است؛ به ویژه اقامه نماز شب در سحر که بسیار مفید است. نماز پنجاه و یک رکعت به شکل مذکور از مختصات شیعیان و ارمغان معراج رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. شاید سرّ ستودن نماز به وصف معراج مؤمن این باشد که دستورش از معراج آمده است و نیز انسان رابه معراج می برد.

موارد دیگری نیز که در روایت یاد شده، همگی از مختصات شیعیان است؛ زیرا فقط شیعه است که سجده بر خاک دارد و نیز غیرشیعه است که یا بسم الله الرحمن الرحیم را نمی گویند یا آهسته تلفظ می کنند. همچنین شیعه است که انگشتر به دست راست کردن و نیز زیارت اربعین حسینی را مستحب می داند.


برچسب‌ها: آیت الله جوادی آملی, اربعین, ویژگی عددچهل, امام حسین, ع

ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه 22 دی1390 توسط مصطفی سلیمانی

راز ماندگاری قیام حسینی

امام حسین


چه راز و سرّی در این قضیه وجود دارد که انسانها را همانند آهن ریایی ناخودآگاه بسوی خود می کشد تا دوباره برای مصیبت های حضرت و یارانش و خاندانش به عزا و ماتم بنشیند و به سر و سینه بزنند.


عن جعفر بن محمد علیهما السلام قال: نظرَ النبی الی الحسین بن علی و هو مُقبِل فاجلسه فی حجره و قال: إنّ لقتل الحسین حرارةً فی قلوب المؤمنین لا تبرد أبدا. (1)                                                        

امام صادق علیه السلام فرمود: نبی اکرم به حسین علیه السلام نگاهی کرد در حالی که در مقابلش بود؛ پس او را روی دامن نشاند و فرمود: همانا بر اثر کشته شدن حسین گرمایی در دل های مؤمنان ایجاد می شود که هرگز خاموش نخواهد شد.

وقتی محرم فرا می رسد و حتی قبل از شروع آن یک شور وصف ناپذیری در بین عاشقان آقا اباعبدالله ایجاد می شود. و این شور سال به سال بیشتر می شود. چه راز و سرّی در این قضیه وجود دارد که انسانها را همانند آهن ریایی ناخودآگاه بسوی خود می کشد تا دوباره برای مصیبت های حضرت و یارانش و خاندانش به عزا و ماتم بنشیند و به سر و سینه بزنند. یک وقت بحث از این است که چه ویژگی هایی در قیام حسینی بود که جلب توجه می کند و باعث ترغیب و تشویق انسانهای آزاده می شود تا برای عاشورا عزاداری کنند. یعنی اول در واقعه کربلا تأمل کافی می شود  و بعد به این نتیجه می رسند که باید برای چنین مصیبتی گریست. اما یک وقت بحث این است که چگونه است که انسان ها بی اختیار جذب مجالس عزاداری شهدای کربلا شده اند؟ بزرگان می فرمایند: هر عملی در عالم یک عکس العملی دارد. اما متناسب با آن عمل، یعنی اگر عمل انسان عمل بزرگی باشد چه خوب و چه بد به نسبت، عکس العملش هم شدیدتر خواهد بود. در این صورت اثر چنین عملی دوام بیشتری دارد. در ثانی هر عملی یک کمیت دارد و یک کیفیت و هر دوی اینها نیز در دوام اثر و ماندگاری عمل نقش دارد.

خداوند متعال نیز اگر بنده ای برای او و در راه او قدمی بر دارد در قبال عمل الهی بنده محبت وی را در دل ها قرار می دهد؛ همانگونه که محبت حسین بن علی را در درون جان ها به ودیعه نهاده است

نقش کیفیت عمل در ماندگاری آن


برچسب‌ها: امام حسین, ع, قیام, برای منبر, نیت, تاریخ, سیره معصومین

ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه 22 دی1390 توسط مصطفی سلیمانی

بفرمایید زیارت مجازی

تصاویر سه بعدی کربلای معلی

صحرای بلا به وسعت تاریخ است و كار به یك یا لیتنی كنت معكم ختم نمی شود. اگر مرد میدان صداقتی، نیك در خویش بنگر كه تو را نیز با مرگ انسی این گونه هست یا خیر! اگر هست كه هیچ، تو نیز از قبله داران دایره طوافی، و اگر نه، دیگر به جای آنكه با زبان «زیارت عاشورا» بخوانی، در خیل اصحاب آخرالزمانی حسین با دل به زیارت عاشورا برو ...

(شهید مرتضی آوینی)


زیارت مجازی(تصاویر سه بعدی)

 

زیارت مجازی(تصاویر سه بعدی)


برچسب‌ها: عکس, کربلا, تصاویر سه بعدی

ارسال در تاريخ پنجشنبه 22 دی1390 توسط مصطفی سلیمانی

کتابشناسی اربعین حسینی

امام حسین

1) تحقیق درباره اول اربعین حضرت سیدالشهدا علیه السلام/ سید محمد على قاضى طباطبائى، قم، بنیاد علمى و فرهنگى شهید آیت الله قاضى طباطبائى، 1368.

این اثر ارزشمند تالیف علامه محقق سید محمد على قاضى طباطبایى شهید محراب مصلاى جمعه تبریز است که تحقیقی مفصل و دقیق پیرامون نخستین اربعین امام حسین علیه السلام و اثبات این نکته می باشد که کاروان عاشورا در بازگشت از سرزمین شام، در بیستم صفر سال 61 هجری قمری بر سر تربت مطهّر امام علیه السلام حاضر شده است. این كتاب افزون بر هشتصد صفحه است كه با مراجعه و بررسى بیش از پانصد و هفتاد كتاب به نگارش درآمده است.  

 

 2) تحلیل تاریخی اربعین حسینی/ محمد فاضل، تهران، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، 1381.

محور اصلی بحث در این کتاب، اثبات ورود اهل بیت علیهم السلام به کربلا در بیستم صفر سال 61 هجری قمری است که دفن سرهای به شام برده شده نیز در آن روز و توسط امام سجاد علیه السلام صورت گرفته است. نویسنده در ابتدا به مبنای تاریخی اربعین در آثار بزرگان می پردازد؛ آن گاه نظریه سید بن طاووس را نقد و بررسی می کند و در خاتمه به دیدگاه سید مقرّم اشاره می کند و یافته های خود را به رشته تحریر در می آورد.

 

3) اربعین حسینی، پژوهش در بازگشت اهل بیت علیهم السلام از شام به کربلا/ محمدامین پورامینی، قم، انتشارات حسنین، 1382.

نویسنده این کتاب ابتدا به زیارت قبر سالار شهیدان علیه السلام اشاره می کند و بعد به آمدن جابر و ورود اهل بیت علیهم السلام به کربلا می پردازد، آن گاه نظریه های مختلف را مورد بحث و بررسی قرار می دهد.


برچسب‌ها: کتابشناسی, اربعین حسینی, معرفی کتاب

ارسال در تاريخ پنجشنبه 22 دی1390 توسط مصطفی سلیمانی
LiveScience



ارسال در تاريخ یکشنبه 11 دی1390 توسط مصطفی سلیمانی


دستانت
هم ردیف مشک بود

بر زمین افتاد . .


چشمانت
هم قافیه با آب

بر زمین ریخت . .



ارسال در تاريخ پنجشنبه 8 دی1390 توسط مصطفی سلیمانی

زهرای کوچک شام

حضرت رقیه
ما در اینجا غریبیم

نزدیک غروب آفتاب که می شد، مردم دمشق، دست کودکان خویش را می گرفتند و به تماشای بچه های امام حسین علیه السلام می آمدند و پس از آن راهی خانه می گشتند.  روزی رقیه علیهاالسلام با دیدگان حسرت بار به آن جمع نگاه کرد. ناله ای دردناک از دل برآورد و روی به عمه اش زینب سلام الله علیها نمود و گفت: ای عمه! اینها به کجا می روند؟ حضرت زینب سلام الله علیها فرمود: ای نور چشمم! اینها رهسپار خانه و کاشانه خود هستند. رقیه علیهاالسلام گفت: عمه جان! مگر ما خانه نداریم؟! زینب سلام الله علیها فرمود: نه! ما در اینجا غریبیم و خانه نداریم. خانه ما در مدینه است. با شنیدن این سخن صدای ناله و گریه رقیه علیهاالسلام بلند شد و فریاد زد: «واغربتاه، واذلتاه، و اکربتاه» آه از غریبی، وای از محنت و زاری ما . (1)

 

پای نیزه غریبی

در كتاب بحرالغریب، ‌جلد دوم، ‌قریب به این مضامین آمده است:

حارث كه یكی از لشگریان یزید بود گفت : یزید دستور داد سه روز اهل بیت علیهم السلام را در دم دروازه شام نگاه بدارند تا چراغانی شهر شام كامل شود. حارث می‌گوید: شب اول من به شكل خواب بودم،‌ دیدم دختری كوچك بلند شد و نگاهی كرد، دید لشگر از خستگی راه خوابیده‌اند وكسی بیدار نیست، اما فورا از ترسش بازنشست و باز بلند شد و چند قدم آمد به طرف سر امام حسین علیه السلام كه بر درختی نزدیك خرابه دم دروازه شام آویزان بود.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه 8 دی1390 توسط مصطفی سلیمانی

به یاد پدر...

حضرت رقیه
چشم به راه پدر 

از كتاب سرور المومنین نقل شده است :

حضرت رقیه علیهاالسلام هر بار هنگام نماز، سجاده پدر را پهن مى كرد، و آن حضرت بر روى آن نماز مى خواند. ظهر عاشورا نیز، طبق عادت ، سجاده پدر را پهن كرد و به انتظار نشست . ولى پس از مدتى ، ناگهان دید شمر وارد خیمه شد.

رقیه علیهاالسلام به او گفت : آیا پدرم را ندیدى؟ شمر بعد از آنكه آن كودك را در كنار سجاده ، چشم به راه پدر دید، به غلام خود گفت : این دختر را بزن . غلام به این دستور عمل نكرد. شمر خود پیش آمد و چنان سیلى به صورت آن نازدانه زد كه عرش خداوند به لرزه در آمد. (1)

 

به یاد لب تشنه پدر

عصر عاشورا كه دشمنان براى غارت به خیمه ها ریختند، در درون خیمه ها مجموعا 23 كودك از اهل بیت علیهم السلام را یافتند.

به عمر سعد گزارش دادند كه این 23 كودك ، بر اثر شدت تشنگى در خطر مرگ هستند.

عمر سعد اجازه داد به آنها آب بدهند. وقتى كه نوبت به حضرت رقیه علیهاالسلام رسید آن حضرت ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوى قتلگاه حركت كرد.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه 8 دی1390 توسط مصطفی سلیمانی

رقیه، تنها یک کودک خردسال نیست

حضرت رقیه

رقیه تنها یک کودک خردسال نیست!

رقیه تنها یک امامزاده نیست!

رقیه تنها دختر دردانه حسین علیه السلام نیست؛ رقیه، رمزی از رازهای عاشوراست.  

آن هنگام که حسین بن علی علیه السلام مدینه را به مقصد کوفه برای نجات آنها که نامه نوشته بودند و از ظلم یزید شکوه کردند، ترک کرد و عازم کربلا شد می‌دانست که تقدیر چگونه رقم خورده است. جبرییل خبر قیامت عاشورا را به محمد امین صلی الله علیه و آله داده بود و آدم علیه السلام بر نام حسین و مظلومیتش گریسته بود.

مگر می شود که حسین علیه السلام نداند که قدم در کدام وادی می نهد و سرنوشت خاندانش چگونه می شود؟



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه 8 دی1390 توسط مصطفی سلیمانی



ارسال در تاريخ یکشنبه 4 دی1390 توسط مصطفی سلیمانی
ارسال در تاريخ جمعه 2 دی1390 توسط مصطفی سلیمانی

دغدغه های اجتماعی در ماه محرم


با توجه به اینکه در ماه محرم قرار داریم فضای اجتماعی برای عزاداری امام حسین علیه‌السلام چگونه باید باشد. عزای واقعی چگونه است؟ و چه سنت‌هایی می‌تواند باعث نهادینه و یا دلزدگی فرهنگ محرم باشد؟

در این زمینه با آقای دکتر مهدی منتظر قائم استاد گروه ارتباطات دانشگاه تهران مصاحبه ای اختصاصی انجام دادیم تا با نقطه نظرات جامعه‌شناسانه ایشان آشنا شویم و بتوانیم رهپویی از این رشادت را به نسل‌های آتی هم انتقال دهیم.

 

محرم

آقای دکتر چگونه می‌توانیم مناسک و مراسم‌های مذهبی محرم را به لحاظ اجتماعی بررسی کنیم؟

 ضمن عرض تسلیت به شما و کاربران. ما قرار هست مراسم‌ها و تجمع‌ها را بر اساس معیارهای اجتماعی تحلیل کنیم. لازم است بدانیم بزرگداشت این ایام، بزرگداشت مبارزه با ظلم و ستم و استمرار سنت نبوی است. بزرگداشت فضایل انسانی است که در قیام امام حسین علیه‌السلام تجلی پیدا می‌کند. اما بعد آموزشی مسئله یاد دادن این مسائل به انسان‌هاست تا پیام‌ها به صورت عمیق نهادینه شود. از بعد مذهبی علما باید حدود عزاداری را تشخیص دهند اما از زاویه اجتماعی لازم است به عنوان تکلیف تعیین بکنیم که مراسم را ترکیبی از بزرگداشت و آموزش در نظر داشته باشیم؛ و صرف برگزاری مراسم مد نظر نباشد. بعضاً در جامعه این توازن به هم می‌خورد. من خاطرم هست علمای بزرگ ما در دهه های گذشته 50 دقیقه از قیام عاشورا صحبت می‌کردند و ده دقیقه نوحه ای می‌خواندند. اکنون چند سالی است این توازن به هم خورده و مؤلفه های احساسی صرف غلبه پیدا کرده و باعث شده تا بزرگداشت از معنای معرفتی و آموزشی خارج شود و در نهایت چنین چیزی خطرناک است؛ لذا شرط اول رعایت ابعاد آموزشی است.

شرط دیگر اینکه به حقایق تاریخی پای بند باشیم برخی منابع صرفاً برای ایجاد حزن و احساس خوب هستند اما سندیت ندارد. در هیچ جای اسلام احساس بدون عقلانیت توصیه نشده و اگر برای سندیت صحبت‌ها دقت نکنیم احساس صرف بدون آگاهی عوارض ناخوشایندی دارد.

 در دانشگاه بهتر است بیشتر سخنرانی و معرفت افزایی و افزایش درک و فهم حضور یابد نه احساسات. اگر چه در برخی موارد ابراز احساسات و حزن نیز لازم است و بدون گرایش عاطفی عقل هم ممکن است به اشتباه رود



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ شنبه 26 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

آیا این کار ثواب دارد؟

لحظه ای به این کودک بی گناه نگاه کنید!!

آیا  تزریق باورهای مذهبی به این کودک جایز است؟



ارسال در تاريخ جمعه 25 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

عکس / قدیمی ترین تابلو از واقعه عاشورا



ارسال در تاريخ پنجشنبه 24 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

لغزش های مجالس عزاداری بانوان


به اعتقاد صاحب نظران، پژوهشگران و فعالان در زمینه مجالس عزاداری بانوان، نهادها و مسئولان ذی صلاح در امور مذهبی کشور باید با برنامه ریزی صحیح به تربیت مبلغان زن بپردازند تا از این رهگذر مراسم عزاداری ویژه بانوان محلی برای افزایش اطلاعات دینی باشد نه اشاعه خرافه و تحریف.


برپایی مراسم عزاداری مصداق مودت به اهل بیت(ع) و تعظیم شعائر الهی است که ریشه در سیره امامان معصوم(ع) دارد و یکی از مهم ترین این تأکیدات سوگواری ایام شهادت امام حسین(ع) است که همواره مورد توجه بوده است چنان که در بسیاری از روایات آمده که حضرت سجاد(ع) و امامان پس از ایشان اهتمام ویژه ای به این مهم داشتند تا از رهگذر آن پیام نهضت حسینی به تاریخ منتقل شود.

مجالس زنانه

ورود خرافات و بدعت های مختلف به این مراسم از جمله مسائلی است که در سال های اخیر نگرانی مسئولان و متولیان فرهنگی به ویژه مراجع تقلید را فراهم کرده است. از همین رو ارزیابی مراسم عزاداری بانوان و شناخت آسیب های آن و اتخاذ راهکارهای مرتبط، ضرورتی بود که درباره آن با کارشناسان و متخصصان امر به گفت و گو نشستیم.

ارزیابی کارشناسان از مراسم عزاداری بانوان

در این مقوله برخورداری زنان از احساس و عواطف سرشار، موضوعی بود که بیشتر کارشناسان آن را زمینه ساز ورود آسیب هایی از جمله خرافات به مجالس عزاداری امام حسین(ع) می دانستند.

«محبوبه مباشری» رئیس دانشگاه الزهرا(س)، با تأکید بر استعداد مجالس بانوان نسبت به بروز آسیب ها و انحرافات می گوید: طبق آمارها و بررسی های انجام شده، زنان بیش از مردان به مسائل مذهبی گرایش دارند و این موضوع درباره همه زنان اعم از مسلمان و غیرمسلمان صدق می کند. با این وجود می توان گفت که تمرکز زنان بر احساسات و رویکرد آنان در توجه به این مسأله می تواند زمینه مساعدی را برای بروز خرافات در این گونه مراسم فراهم کند.

«فرحناز قندفروش» مشاور استاندار تهران در امور بانوان، کارشناس دیگری بود که بر این مهم تأکید کرد و برخورداری زنان از عاطفه را یکی از ودیعه های الهی دانست که با هدایت صحیح مبلغان آگاه می تواند بهترین ظرفیت در تعالی این قشر باشد، البته به شرطی که مداحان و سخنوران از این احساسات به عنوان زمینه ای برای ارزش استفاده کنند نه لغزش.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه 24 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب؟

چرا حسین‌بن‌علی (ع) ‌به همراه خانواده خود عازم شد؟

با تکیه بر نگاه عقلانی به حماسه عاشورا


چرا حسین‌بن‌علی (ع) در حرکت دفاعی ـ اصلاحی خود پس از مرگ معاویه، ‌به همراه خانواده خود عازم شد؟ چرا ایشان خانواده خود را در مدینه یا مکه باقی نگذاشت و تنها به همراه یاوران خود ره‌سپار مکه و یا کوفه نشد؟


در حادثه عاشورا یکی از مطالبی که کمتر بدان پرداخته و کمتر پیرامون آن نوشته شده، این است که چرا حسین‌بن‌علی (ع) در حرکت دفاعی ـ اصلاحی خود پس از مرگ معاویه، ‌به همراه خانواده خود عازم شد؟ سفری که در ابتدا به قصد دفاع بود و پس از آن برای تشکیل حکومت و در آخر نیز در جهت دفاع از حیثیت و عزت خود و خاندانش. چرا ایشان خانواده خود را در مدینه یا مکه باقی نگذاشت و تنها به همراه یاوران خود ره‌سپار مکه و یا کوفه نشد؟ وی از سر ناچاری اهل‌بیت (ع) خود را به همراه آورد و یا از سر ایجاد حس شفقت و انسان‌دوستی در میان مردمان؟ آیا روندی که حاکمان مدینه و مکه بر وی پیش گرفتند، امام را مجبور بدین کار نمود؟



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه 22 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

معجزه شرکت در عزای حسینی /عکس


صبح عاشورای 57 میاندار دسته بود، از همان ‌روز با صحبت‌های حاج‌آقا تهرانی متحول شد، رفت مشهد و توبه کرد و روی سینه‌اش خالکوبی کرد: «خمینی فدایت شوم».

شهید «شاهرخ ضرغام»

شهید «شاهرخ ضرغام» در روزهای نخست جنگ لقب «حر انقلاب» را گرفته است، چرا که زندگی وی سرشار از داستان‌های آموزنده‌ است. او مدتی را در جهالت سپری کرد اما خدا خواست که برگردد.

مرور داستان زندگی او ماجرای حر در کربلا را تداعی می‌کند. تاریخ نهضت اسلامی ما بسیاری از این آزادمردان را به خود دیده است. شاهرخ ضرغام همچون «طیب» یکی از دلیر مردانی است که با پیروی از راه امام راحل نورانی شد و الگوی عملی بسیاری از آزادمردان روزگار ما شد.

* شاهرخ هیچ‌گاه زیربار حرف زور و ناحق نمی‌رفت

شهید «شاهرخ ضرغام» که در دی‌ماه 1328 در تهران متولد شد از همان دوران کودکی با آن جثه درشت و قوی نشان داد که خلق و خوی پهلوانان را دارد. شاهرخ هیچ‌گاه زیربار حرف زور و ناحق نمی‌رفت. دشمن ظالم و یار مظلوم بود. 12 سالگی طعم تلخ یتیمی را چشید و از آن پس با سختی روزگار را سپری کرد. در جوانی به سراغ کشتی رفت و چه خوب پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه 22 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

لطفا روی عکس کلیک کنید



ارسال در تاريخ دوشنبه 21 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی
يار ميگويد حسين دلدار مي گويد حسين
فاطمه بين در و ديوار مي گويد حسين

ياس مي گويد حسين احساس مي گويدحسين
در كنار علقمه عباس ميگويد حسين

خاك مي گويدحسين افلاك مي گويد حسين
هر كسي كه خورده شير پاك مي گويد حسين

ماه مي گويد حسين ، با آه مي گويد حسين
آيه هاي حضرت الله مي گويد حسين



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه 20 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

درجات و مقامات شهدای کربلا

درجات و مقامات شهدای کربلا

 

حضرت ابوالفضل(علیه السلام) نیز با آن فداکاری‌هایش می‌خواست به آنان بفهماند که محبت خدا و محبت دوستان خدا چیز دیگری است که تحمل هرگونه دشواری در راه آن شیرین است.

 

ما درجات و مقامات شهدای کربلا را نمی‌توانیم درک کنیم

حضرت آیت الله بهجت(ره) در فرمایشات خود درباره درسهای کریلا فرموده‌اند: حضرت سیّدالشهدا(علیه السلام) با اختیار خود آن همه مصایب و شهادت و اسارت اهل و عیال خود را تحمل نمود؛ زیرا پیوسته و حتی در روز عاشورا بر آن حضرت عرضه می‌شد که یا نصر و پیروزی را انتخاب کنند و یا لقاءاللّه و معاهده و پیمانی را که با خدا بسته است، ولی ایشان با اختیار خود آن مقامات عالیه را انتخاب کردند.

 

خدا می‌داند که آن‌ها چه می‌دیدند!

حضرت قاسم(علیه السلام) راجع به مرگ می‌گوید: «اَحْلی مِنَ الْعَسَلِ.»به نقل از قاسم بن حسن (علیه السلام) شیرین‌تر از عسل است. آیا این تعبیر شوخی است؟!

 

ما نمی‌توانیم درجات و مقامات آن‌ها را تعقل و درک کنیم که چه خبر بوده و چه درک می‌کردند و چه می‌دیدند، همین قدر نقل شده که امام حسین(علیه السلام) مقامات اخروی آن‌ها را به آنان نشان داد.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه 20 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی



ارسال در تاريخ شنبه 19 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

یا حسین علیه السلام

راه حسين، کوتاهترين راه رسيدن به بهشت است


پيام قيام با شكوه سيدالشهداء(ع)منحصر به آن زمان نيست، بلكه اين پـيام پـيامى جاويد و ابـدى است و فراتـر از محدوده زمان و مكان است، هرجا و در هر جامعه اى كه به حق عمل نشود، و از بـاطل خوددارى نشود، بدعتها زنده، و سنتها نابـود شود، هرجا كه احكام خدا تغيير و تحريف يابد و حاكمان و زمامداران بـا زور و ستمگرى بـا مردم رفتـار كنند، در هر جـامعـه اى كه ويژگى هاى جـاهليت را داشته باشد آن جامعه، جامعه اى يزيدى بـوده، و مبـارزه و مخالفت بـا مفاسد و آلودگى ها و آمران و عاملان آنه، كارى حـسينى خواهد بود.



ارسال در تاريخ شنبه 19 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

مردم اروپا و آمریکا در یکشنبه قبل یا بعد از عاشورا برای امام حسین(ع) مراسم عزاداری و سوگواری برگزار می کنند.


در دوره آخر الزمان همه مردم دنیا امام حسین را می شناسند.



ارسال در تاريخ شنبه 19 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

جلوه ماه بنی هاشم در کربلا

حضرت عباس

حضرت عبّاس علیه السلام، جلوه عشق و ایثار، تبلور رادمردى، صفا و وقار، و تجسّم شجاعت، شهامت و كرامت است. او در میان حماسه آفرینان كربلا و شهیدان تاریخ، از چنان جایگاه بلند و مكانت والایى برخوردار است كه به گفته سیّد الساجدین، زین العابدین علیه السلام:

إنَّ لِلعَبّاسِ عِندَ اللّه ِ تَبارَكَ و تَعالى مَنزِلَةً یَغبِطُهُ بِها جَمیعُ الشُّهَداءِ یَومَ القِیامَةِ.(1)

براى عبّاس علیه السلام، نزد خداوند تبارك و تعالى، منزلتى است كه همه شهدا در روز قیامت، به او رَشك مى برند.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ شنبه 19 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

 بر اسرای کربلا چه گذشت؟


وقایعی که بعد از شهادت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از کربلا تا مدینه برای اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ اتفاق افتاد خیلی بیشتر از آنست که بتوان بطور مختصر بیان نمود. همچنین بیشتر وقایع را ثبت نکرده‌اند و یا اگر ثبت شده به تاریخ دقیق آن اشاره نشده و به طور مطلق به محل وقوع آن اشاره رفته است .

امام حسین

سال 61 هـ ق عصر روز دهم محرم لشکر یزید بعد از اینکه امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش زدن خیمه‌ها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند، آن نامردمان به سوی خیمه‌های حرم امام حسین ـ علیه‌السلام ـ روی آوردند و اثاث و البسه و شتران را به یغما بردند و گاه بانویی از آن اهل‌بیت پاک با آن بی‌شرمان بر سر جامه‌ای در کشمکش بود و عاقبت آن لئیمان جامه را از او می‌ربودند.[1]

دختران رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و حریم او از خیمه‌ها بیرون آمده و می‌گریستند و در فراق حامیان و عزیزان خود شیون و زاری می‌نمودند.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ شنبه 19 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی
حسین هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید ...
... صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، يك ماه تکیه راه می‌اندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل میمالد و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید...
قدرت‌سامورایی! شب ها در تکیه لخت میشود و میان‌داری میکند و روزها مردم را لخت میکند و زورگیری ...!
 
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
فرشید؛ پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع می‌کند و آخرین ورژن! پوسترهای علی‌اکبر (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن ...!
 
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
آقای مایه دار؛ تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه می‌کند و تا آخر سال هم مشتری‌هایش را !
 
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
قادر؛ روزهای تاسوعا و عاشورا قمه می‌زند و علم می‌کشد ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمی‌افتد!
 
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
سیامک چشم چران! که پاتوقش همیشة خدا نزدیک مدارس دخترانه است در دسته‌هاي عزاداری اسفند دود می‌کند!
 
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
نیما پشت ماکسیمایش می‌نویسد "من سگ کوی حسینم" ولی هیچ وقت از چارلی (سگ ۱۱ماهه‌اش) دور نمی‌شود !
 
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
... مداح معروف شهر بابت ۷ ساعت مداحی حقوق  250 روز یک کارگر را می‌گیرد!
 
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
... رییس شرکت لبنیات «شیر تو شیر» 30 شب شیر صلواتی به خلق خدا می‌دهد و ۳۳۵ روز هم با اضافه کردن آب شیرشان را می‌دوشد!
 
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم، مولا بر مصیبت ما می‌گرید!

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
هیت امنای مسجد ...علیه السلام! درست وقت اذان ظهر عاشورا اطعام عزاداران را شروع می‌کنند و بعد از آن با انرژی و فلوت! سینه می‌زنند و گریه می‌کنند !

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
کل یوم عاشورا (یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه)
کل ارض کربلا (یعنی...چند مسجد و چند تکیه)

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد
او هم می‌رود
تا سال بعد!
تا یاد بعد!

...



ارسال در تاريخ یکشنبه 13 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

اما رسول ترک کیست ؟

در سال 1284 شمسی، در محله قدیمی خیابان در شهر تبریز، فرزند مشهدی جعفر و آسیه خانم یعنی رسول چشم به جهان گشود. آسیه خانم یکی از گریه کنان روضه امام حسین (ع)، با عشق و محبتی که به مولا داشت فرزند خود را بزرگ کرد ولی بازیهای روزگار از رسول، جوانی خلافکار و لاابالی بارآورد.

بعد از سنین بیست و چهار پنج سالگی، رسول شهر و دیار خود را رها کرد و به تهران آمد. از آنجایی که رسول آذری زبان بود در تهران به رسول ترک شهرت یافت. یکی از شبهای دهه اول محرم بود و رسول ترک دهانش را از نجاستی که خورده بود با آب کشیدن به خیال خود پاک کرد چرا که باز می خواست به همان هیأتی برود که شبهای گذشته نیز در آن شرکت داشت. ولی این بار گویا فرق می کرد. پچ پچ مسئولان هیأت که با نیم نگاهی او را زیر نظر داشتند برایش ناخوشایند بود.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه 13 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی
امام سجّاد (سلام الله علیه) : •



ارسال در تاريخ یکشنبه 13 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

باز باران با ترانه

باسخنهای فراوان

میخورد بر بام خانه

یادم آرد طفل گریان

مادر بی شیرو نالان

تویه یک صحرای خونی

آن سه ساله..غرق ناله...

 

دخترک گریان شده از تشنگیه اهل خانه

دور میگشت او ز خیمه

صورتش خونی شده از ضربه لطمه

می پرید از روی خوارا...

گرگ بی رحم زمونه می کشید گوشوارهارا

باز باران با نمه خون..باصدای شیهۀ دون

یادم آمد قتلگاه را...ضربۀ شمشیر کارا...

یادم آمد سر به نی را...تشنگی را...خستگی را.../

ساقیه گریان شده از مشک بی آب و

دودستانش چو بی تاب و

وآن لحظه به یاده کودکه خواب و

همش آب و همش آب و همش آب و

بازباران با غریبی

شد سه ساله همچو بی بی

میزند دستی چو سیلی...وای بی بی

کربلا و نی سوارش...نی شکان از بی قرارش

نیزهایش غرق یاران...تشنه آنان...آخ باران...آخ باران



ارسال در تاريخ یکشنبه 13 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

طفل شیرم شیر نه، تیر بلا را دوست دارم
تشنه‌کامم، آب نه، دریای لا را دوست دارم


از شب میلاد گفتم، با زبان بی زبانی
عاشق کرب و بلایم، کربلا را دوست دارم

 

مثل قاسم، مثل اکبر، مثل عمو، مثل بابا
اشک شب، سوز درون، حال دعا را، دوست دارم


چشم‌هایم، نیم باز و رنگم از صورت پریده
از نوا افتادم اما، نینوا را دوست دارم


پر زدم از دامن گهواره در آغوش بابا
وصل یار و دوش مصباح الهدا را دوست دارم


باید از تیر سه شعبه، ذبح گردد حنجر من
در ره جانان، سرِ از تن جدا را، دوست دارم


حرمله، این تیر زهرآلود تو، این حنجر من
من ز نوک تیرها، آب بقا را دوست دارم


کرده‌ام خود را جدا از دامن پر مهر مادر
بر سر دوش پدر، وصل خدا را دوست دارم


مرهم زخم گلوی من، بوَد، اشک محبّان
دوستان! من گریه و اشک شما را دوست دارم


با همین پروندۀ آلوده از لطف و کرامت
اشک چشم «میثم» بی‌دست و پا را دوست دارم



ارسال در تاريخ یکشنبه 13 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

مفهوم شهید در اندیشه شریعتی

نوع فهم دکتر شریعتی از مفهوم عالی شهید، برداشتی خالص، عمیق و ناب از فرهنگ اصیل اسلامی است. وی در تعریف کلمه "شهید" می‌گوید: "شهید در لغت، به معنای حاضر، ناظر، به معنای گواه و گواهی‌دهنده و خبردهنده راستین و امین و هم چنین به معنی آگاه و نیز به معنی محسوس و مشهود ، کسی که همه چشم‌ها به اوست و بالاخره به معنی نمونه، الگو و سرمشق است."

"شهید" زنده، جاوید، حماسه ساز، عارف، آگاه، انتخاب گر و روزی خوار نعم‌الهی است و این اصیل‌ترین دریافت از متون و فرهنگ اسلامی به شمار می‌رود ، چنانچه قرآن کریم نیز بدان اشاره می‌کند.

دکتر شریعتی در جای دیگر می‌نویسد: "شهید، قلب تاریخ است هم چنان که قلب به رگ‌های خشک اندام، خون، حیات و زندگی می‌دهد، جامعه‌ای که رو به مردن می‌رود، جامعه‌ای که فرزندانش ایمان خویش را به خویش، از دست داده‌اند و جامعه‌ای که به مرگ تدریجی گرفتار است، جامعه‌ای که تسلیم را تمکین کرده است، جامعه‌ای که احساس مسئولیت را از یاد برده است و جامعه‌ای که اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاریخی که از حیات و جنبش و حرکت و زایش بازمانده است.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه 13 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

عشق بازی هم حسینی اش خوبه


بیاییم با خدا رفاقت کنیم. لااقل همان اندازه که برای رفیق و دوست خود مایه می‌گذاریم، برای خدا هم ارزش قایل شویم


امام حسین
خیلی از ما دم از خدا و خداخواهی می زنیم ،تا اوضاع بر وفق مرادمان است مدام زیر لب زمزمه می کنیم که : خدایا من تو را خیلی دوست دارم خدایا شکرت و ...جوری رفتار می کنیم که گویی حاضریم جان خود را هم برای خدای خوبمان بدهیم مثلا از جایی که فکرش را نمی کردیم پولی به دستمان رسیده که می توانیم کلی از مشکلاتمان را با آن پول حل کنیم و حتی زیاده از حد انتظارمان هم برای خودمان باقی می ماند که شروع می کنیم به خیالبافی که الان با این پول چنین می کنم و چنان می کنم،خدا وکیلی نه در مقام عمل در همان عالم خیال چه میزانش را کنار میگذاریم  که در راه خدا خرج کنیم ؟ صدقه دهیم و یا دست دردمندی را بگیریم ؟یا هیچ و یا ناچیزش را ما برای امور خیر کنار می گذاریم ما با همه نداریمان نسبت به خداوند بی نیاز مطلق بخل روا می داریم  و بعد هم دم میزنیم که عاشق خدا هستیم .

عشق و عاشقی به لاف و گزاف نیست مرد عمل می خواهد که از دلبستگی ها و عزیزان دل بر کند و بی مهابا فدای معشوق کند خوب است که ما به خداوند خود ابراز محبتمان را بکنبم ولی دروغ نگوییم ما لاف عشق می زنیم ،این کار کی کنیم؟

امام حسین (علیه السلام) از هم چیز خود برای خدا گذشت. هیچ چیزی برای خود باقی نگذاشت. به راستی فانی فی الله بود. به امام می‌گفتند که اگر بروی،‌ آبرو، مال، دوست، زن، بچه و جانت را از دست می‌دهی. گفت: می‌دانم، ولی با کسی معامله کرده‌ام که ارزش این‌ها را دارد.


ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ شنبه 12 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) اسلام پیوسته دستخوش تحریف بوده و هر قدرت سیاسی تلاش کرده است تا آن را در جهت منافع خودکامانه خود به کار گیرد. چنانکه اسلامهای متعدّدی بروز کرده است: اسلام خلفا، اسلام امویان، اسلام عبّاسیان، اسلام عثمانیان، اسلام صفویان و دیگران.

هریک تا توانسته اند اسلام را مسخ کرده و مبانی اسلامی را مطابق با تفسیرهای شخصی و البته سودجویانه خود تحریف نموده و به نام اسلام و در لباس حاکم اسلامی بر مسلمین حکومت کرده اند.

نکته ی قابل ملاحظه این است که چنانچه هندسه ی اسلامی به درستی دریافت نشود، تصویری کریه از آن ارائه می گردد؛ تصویری غیرمنطقی و غیرعقلانی، تصویری خشن، ظلم گرا، ظاهرگرایانه که در مردم و بخصوص اندیشمندان جز تنفر و گریز ایجاد نمی کند. اما اگر هندسه ی اسلامی به درستی و بطور جامع دریافت شود و به عبارتی اسلامی که از سوی خداوند و به واسطه ی پیامبر اکرم(ص) به بشر ارائه شد ظهور پیدا کند، منشأ عدالت، بصیرت، عزّت، رفاه و عبودیت خواهد بود.

نهضت امام حسین(ع) تلاشی بود برای ارائه ی هندسه ی صحیح اسلام

نهضت امام حسین(ع) نهضت زدودن اسلام از پیرایه ها و فهم درست آن بود

عاشورا بارزترین جلوه ی جدایی اسلام حقیقی از تمامی اسلامهایی است که تنها اسم اسلام را به یدک می کشیده و می کشند

عاشورا یعنی جدایی بندگان حقیقی خدا از مدعیان دروغین بندگی خدا

عاشورا تلنگری است برای ما تا بیاندیشیم که تسلیم چه هستیم و فرصتی است تا دعوت مولایمان را برای برپایی حق و رسوانمودن چهره ی باطل لبیک گوییم



ارسال در تاريخ جمعه 11 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

محمدرضا گلزار در شب پنجم محرم به هیئت عبدالرضا هلالی (هیئت الرضا (ع)) رفت. 

منبع:کافه سینما



ارسال در تاريخ جمعه 11 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی
رقیه سلام الله علیها در منابع تاریخی

رقیه سلام الله علیها در منابع تاریخیآ

 

آنچه امروز دباره رقیه سلام الله علیها؛ شهرت دارد و نقل می شود این است که او از دختران امام حسین علیه السلام است . در کربلا همراه کاروان بوده و همراه قافله به شام می رود. شبی در خرابه شام، خواب پدر را دیده و بهانه او را می گیرد. به دستور یزید رأس مطهر را درون طشتی گذاشته و برای او می برند. این دختر سه ساله، وقتی روپوش را کنار می زند ابتدا با پدر نجوا می کند و بعد با در آغوش کشیدن او، برای همیشه آرام می شود.

 

اما آنچه در منابع فعلی(1) وجود دارد به ترتیب قدمت زمانی به شرح زیر است:



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ جمعه 11 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی
امام حسین ( ع) از نگاه دکتر علی شریعتی

عاشورا و تاسوعای حسینی را به عموم شیعیان و پیروان این امام تسلیت عرض می نماییم .

امام حسین - عاشورادكتر علي شريعتي متفكر و انديشمندي بود كه در يك دوره تاريخي، تاثير فزاينده‌اي بر انديشه‌هاي فرهنگي و اجتماعي گذاشت.

وي درباره برخي‌از حوادث تاريخي و مذهبي ازجمله حادثه كربلا ديدگاه‌هايي را عنوان كرده است.


برخي از سخنراني‌ها و نوشته‌هاي شريعتي در مورد شهادت امام حسين (ع) و حادثه كربلا، از جمله آثار خوب وي به شمار مي‌رود.


تاثير امام حسين (ع) بر انديشه‌هاي دكتر شريعتي و خلق روح حماسي و نگاه حسيني وي، در همه آثارش به وضوح ديده مي‌شود.


بازتاب حماسه حسيني در جولان فكر و روحيه وي بسيار گسترده، شورانگيز و عميق است به گونه‌اي كه بسياري از جريانات سياسي و اجتماعي و رويدادهاي تاريخي را با رويكرد به حادثه كربلا تحليل و ارزيابي مي‌كند.


پرداختن به عاشوراي حسيني از منظر دكتر شريعتي بيشتر انعكاس يك قريحه قوي، احساس شورانگيز و ترجمان روح حماسي و بي‌تاب اوست.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه 10 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

زندگانى حكمت ‏آميز و غرور آفرين پيشوايان معصوم عليهم ‏السلام و فرزندان برومندشان، سرشار از نكات عالى و آموزنده در راستاى الگوگيرى از شخصيت كامل و بارز آنان بوده و نيز درسهاى تربيتى آنان نسبت به فرزندان خويش، در تمامى زمينه‏ هاى اخلاقى و رفتارى، سرمشق كاملى براى تشنگان زلال معرفت و پناهگاه استوارى براى دوستداران فرهنگ متعالى اهل بيت عصمت عليهم‏ السلام و به ويژه براى نسل جوان، خواهد بود.

زندگانى پرخير و بركت اهل بيت عليهم ‏السلام در بردارنده دو اصل استوار «حماسه و عرفان» است و پرداختن به بُعد حماسى و عرفانى زندگانى آنان و فرزندانشان كه در معرض پرورش و تربيت ناب اسلامى قرار داشته ‏اند، براى عامه مردم و بويژه جوانان، جذّاب و گام مؤثرى در عرصه تبليغ دينى خواهد بود.

 

ولادت و نام گذاری

 داستان شجاعت و صلابت عباس عليه ‏السلام مدتها پيش از ولادت او، از آن روزى آغاز شد كه اميرالمؤمنين عليه ‏السلام از برادرش عقيل خواست تا براى او زنى برگزيند كه ثمره ازدواجشان، فرزندانى شجاع و برومند در دفاع از دين و كيان ولايت باشد.(1) او نيز «فاطمه» دختر «حزام بن خالد بن ربيعه» را براى همسرى مولاى خويش انتخاب كرد كه بعدها «امّ البنين» خوانده شد. اين پيوند در سحرگاه جمعه ، چهارمين روز شعبان المبارك سال 26 هجرى به بار نشست.

نخستين آرايه ‏هاى شجاعت، در همان روز، زينت بخش ِ غزل زندگانى عباس عليه‏ السلام گرديد: آن لحظه ‏اى كه على عليه ‏السلام او را «عباس» ناميد. نامش به خوبى بيانگر خلق و خوى حيدرى او بود. على عليه‏ السلام طبق سنت پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله در گوش او اذان و اقامه گفت. سپس نوزاد را به سينه چسباند و بازوان او را بوسيد و اشك حلقه چشمانش را فرا گرفت. ام البنين عليهاالسلام از اين حركت شگفت زده شد و پنداشت كه عيبى در بازوان نوزادش است. دليل را پرسيد و نگارينه ‏اى ديگر بر كتاب شجاعت و شهامت عباس عليه‏ السلام افزوده شد. اميرالمؤمنين عليه ‏السلام حاضران را از حقيقتى دردناك اما افتخارآميز، كه در سرنوشت نوزاد مى ‏ديد، آگاه نمود كه چگونه اين بازوان، در راه مددرسانى به امام حسين عليه‏السلام از بدن جدا مى ‏گردد و افزود: «اى امّ البنين! نور ديده ‏ات نزد خداوند منزلتى سترگ دارد و پروردگار در عوض آن دو دست بريده، دو بال به او ارزانى مى ‏دارد كه با فرشتگان خدا در بهشت به پرواز در آيد؛ آن سان كه پيش‏تر اين لطف به جعفر بن ابى طالب شده است.»

اشك در چشمان امّ البنين عليه‏ السلام حلقه زد، اما هرگز فرو نچكيد؛ چرا كه اينگونه، طالع فرزند خود را بلند مى ‏ديد و هيچ چيز را برتر از اين نمى ‏پنداشت كه فرزندش، فدايى راهِ امام خويش گردد. شادىِ جشن ِ ميلاد عباس عليه ‏السلام با گريه درآميخت و شيرينى خرسندى تولد او با بغض سنگين حسرت، فرو خورده شد؛ ولى افتخار و غرور از چشمان همه خوانده مى ‏شد.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه 10 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

قال اباعبدالله الحسین(علیه السلام):

الناس عَبیدُ الدُّنیا و الدّینُ لَعِقٌ علی اَلسِنَتِهِم یَحوطونَهُ مادَرَّت مَعایِشِهِم

فَاذا محِصّوا بِالبَلاء قَلَّ الدَّیانون.

امام حسین(ع) می فرمایند:
مردم بندگان دنیایند، و دین بازیچه ای بر سر زبان های آنهاست
 - برای زندگی و معیشت شان-
و چون به سختی ها امتحان شوند، چه اندکند دینداران!
آری، این سوز دل حسین است و امروز زینبیان می فهمند که حسین (ع) چه می گفت..!
منتظران به گوش باشید که حسین را منتظرانش کشتند ..!!!


ارسال در تاريخ پنجشنبه 10 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی
امان از دلِ مهدی(عج)...



ارسال در تاريخ پنجشنبه 10 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

بلا و ابتلا

بلا و ابتلا

بلا، رنج و سختی و گرفتاری‌هایی است که در زندگی و در راه عقیده برای انسان پیش می‌آید. ابتلا، گرفتار شدن به این محنت‌ها و رنج‌ها است و ثمره آن نوعی آزمایش خلوص و پاک شدن از نیت‌های ناسالم و انگیزه‌های غیرالهی است.

غیر از مفهوم درد و رنج و گرفتاری، که باید از آن به خدا پناه برد و از خدا عاقبت طلیبد، و غیر از معنای آزمون و امتحان، که برای تشخیص میزان اطاعت و تبعیت و ایمان افراد است، مفهوم عمیق‌تر و عرفانی‌تری هم دارد و آن عبارت است از دوست داشتن رنج و سختی در راه رضای دوست و تحمل عاشقانه محنت‌ها و شداید، برای دست یافتن به قرب‌ الهی.

این‌گونه بلا، از سوی خداوند، لطفی به بندگانش محسوب می‌شود و تحمل آن نشانه عشق و صدق ایمان عبد نسبت به خدا است و به مفهوم «رضا» و «تسلیم» از بعد عرفانی نزدیک است.

اگر با دیگرانش بود میلی                                چرا جام مرا بشکست لیلی



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

زندگی‌های بی‌مرگ

زندگی های بی مرگ

با آن که شهید نیز جان می‌دهد و کشته می‌شود، از نوعی حیات برتر برخوردار و به تعبیر قرآن، زنده جاوید می‌شود و نزد خداوند، روزی می‌خورد: «... بَل اَحیاءُ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ» (1) برای همه، جان دادن لحظه پایان زندگی محسوب می‌شود، اما برای شهدا، نه تنها لحظه پایان نیست، بلکه آغاز مرحله‌ای متعالی‌تر و برخوردار از رزق پروردگار است.

آنان که در راه خدا زندگی خود را فدا می‌کنند، به «زندگی بی‌مرگ» دست می‌یابند. به تعیبیر امام خمینی «قدس‌سره»:

شهادت در راه خداوند، زندگی افتخار‌آمیز ابدی و چراغ هدایت برای ملت‌هاست. (2)



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

شعارهاى امام حسين(عليه‌السلام) از مدينه تا كربلا

محرم

برخى از كلمات حضرت سيدالشهدا (عليه السلام) چه در فاصله مدينه تا كربلا و چه در روز عاشورا، داراى پيام‌هاى مؤثر و ديدگاه‌هاى الهام‏بخش براى جهاد و كرامت است. اين سخنان يا در ضمن خطبه‌‏ها آمده است، يا رجزها و اشعار آن حضرت، و حالت‏ شعارى به خود گرفته ‏است. مى‌‏توان هدف حسينى و انديشه‌‏ها و روحيه‌‏هاى عاشورايى را از آنها دريافت و آن‏ فرازهاى فروزان را شعارهاى نهضت عاشورا دانست. برخى از اين شعارها چنين است:

1- "على الاسلام السلام، اذ بليت الامة براع مثل يزيد" (1)؛ اين را در پاسخ مروان در مدينه فرمود، كه از آن حضرت مى‌‌خواست تا با يزيد بيعت كند.

2- "و الله لو لم يكن ملجا و لا ماوى لما بايعت ‏يزيد بن معاوية‏" (2)؛ در پاسخ برادرش ‏محمد حنفيّه فرمود.

3- "انى لا ارى الموت الا سعادة و الحياة مع الظالمين الا برما" (3)؛ خطاب به يارانش در كربلا .



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

دین‌فروشی قاتلان امام حسین(علیه السلام)

یا حسین

این پدیده شوم بسان آفتى زیانبار از دیرباز دینداران را تهدید كرده است. قرآن مجید از آن، بـا تـعـبـیـرهـایـى چون "فروش هدایت به ضلالت"، "فروش آخرت به دنیا"، "فروش مغفرت الهى به عذاب" ، "فروش ایمان به كفر" و "فروش آیات الهى به بهاى ناچیز" یاد كرده است (1) و ضمن توبیخ و نكوهش گناهكاران، مؤمنان را از آن باز داشته است. چنانكه مى‌فرماید:

«وَ لا تَشْتَرُوا بِایاتى ثَمَناً قَلیلاً وَ اِیّاىَ فَاتَّقُونِ»(2) ؛ آیات مرا به بهاى اندك نفروشید و از من بهراسید.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

بى عاطفه بودن قاتلان امام حسین(علیه السلام)

محرم

گرچه در طول زمان و عرض زمین هر جا جنگى اتفاق افتاده، یك یا دو طرفِ درگیر بر باطل بوده‌اند، ولى به هر حال پدیده جنگ جزو ضروریات زندگى بشر شده كه تا كنون گریزى از آن نبوده است. اما جنگجویانى نیز در تاریخ بوده‌اند كه در میدان جنگ نیز رسم جوانمردى و انسانیت را به جا آورده‌اند و هرگز شرافت و مروت را در میدان، سر نبریده‌اند ولى آتـش‌افـروزان بنى امیه، در جنگى ناخواسته و نابرابر، كه بر پاكترین انسان‌هاى جهان تحمیل كردند، همراه با امام حسین (علیه‌السلام) و یارانش، عاطفه و مردانگى و مروت و انسانیت و شرافت را نیز به مسلخ بردند و سر بریدند و بى عاطفه‌گى و سنگدلى و درندگى را زنده كـردنـد. بـه راسـتى هیچ قلمى تاب نمایاندن آن همه جنایت را ندارد كه در كربلا پدیدار شد. آنچه در زیر مى‌آید، تنها گوشه‌اى از آن است.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

بی رحمی و كشتن زنان و كودكان توسط قاتلان امام حسین (علیه السلام)

محرم

رحـم آوردن بـر زنـان و كـودكـان و مـعـاف كـردن آنـان از جـنـگ و كـشـتـار، یـكـى از اصـول آیـیـن جـوانـمـردى اسـت. ولى در واقـعـه كـربـلا ایـن اصـل نـیـز نـادیـده گـرفـتـه شـد و گـرگـان بـنـى امـیـه زن و كـودك را نـیـز در مـعـركـه به قتل رساندند.

قـاسـم و عـبـدالله، فـرزنـدان امـام حـسـن (علیه السلام) بـودنـد كـه هـمـراه اهـل بـیـت امـام حـسـیـن (علیه السلام) در كـربـلا حضور داشتند و به سبب علاقه به امام حسین (علیه السلام)، هر یك در مـقطعى از جنگ خود را به میدان رساندند تا از آن حضرت دفاع كنند، ولى به گونه‌اى فجیع بـه دسـت مـزدوران بـنـى امـیـه بـه قـتـل رسـیـدنـد در حـالى كـه هـنـوز بـه سـن بـلوغ نرسیده بـودنـد.(1) امـویـان حـتـى بـه كـودك شـیـرخـوار امـام حـسـین (علیه السلام) نیز رحم نكردند. نـقـل اسـت كـه آن حضرت در آخرین لحظه‌ها به خیمه‌ها نزدیك شد و به خواهرش ‍حضرت زینب (علیهاالسلام) فـرمود: "فرزند كوچكم را بیاور تا با او وداع كنم!" وقتى كودك را آوردند، امام او را در آغـوش گـرفـت و مـى‌خـواسـت بـبـوسـد، ولى پـیـش از آن، حـرمـلة بـن كـاهـل، تیرى به گلوى كودك زد و آن را پاره كرد. امام مشت خویش را زیر خون گلوى كودك گـرفـت و سـپس آن را به آسمان پاشید و از بى عاطفگى و درندگى دشمن به خدا پناه برد و عـرض كـرد: "چـون در مـنظر تو چنین مصیبتى روى داد تاب آوردم." امام باقر(علیه السلام) در این باره مى‌فـرمـایـد: "از خـون طـفـل شـیـرخـوار، قـطـره‌اى بـه زمـیـن نـچـكـیـد."(2)

طـبـرى نـقـل كـرده اسـت كـه همسر یكى از شهیدان كربلا بر بالین شوى شهیدش حضور یافت، خاك و خـون را از چـهـره‌اش زدود و گـفـت: "بـهـشـت بر تو گوارا باد!" چون شمر بن ذى الجوشن این مـنـظـره را دیـد، غـلامـى را فـرمـان داد كـه آن زن را بـه قـتل برساند. او نیز عمودى بر سر آن بانوى باوفا كوبید، سرش را شكافت و بدین سان، او در كنار پیكر همسر شهیدش به شهادت رسید.(3)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- ابصار العین فى انصار الحسین، سماوى، تحقیق طبسى، ص 72 ـ 74.

2- لهوف، ص 169.

3- تاریخ طبرى، ج 5، ص 438.

برگرفته از كتاب عبرت‌های عاشورا، علی اصغر الهامی‌نیا .



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

اتمام حجت امام حسين(عليه السلام) با دشمن

عاشورا

در جريانات تاريخى، استناد مردم يا تاريخ‌سازان دلايلى است كه مورد تمسّك قرار مى‌گيرد. مردم در پى حجّت و سند براى عمل خويش يا ارزيابى عملكرد ديگرانند. تاريخ‌سازان نيز براى پاسخگويى به (محكمه تاريخ)، براى قاضى وجدان‌ها حجّت بر جاى مى‌گذارند.

براى اين كه راه عذر و بهانه‌جويى براى متخلّفان يا مخالفان بسته شود، (اتمام حجّت) مى‌شود، تا هم در تاريخ ثبت شود، هم نگويند كه: ندانستيم، نشنيديم، كسى به ما چيزى نگفت، اگر مى‌دانستيم چنين و چنان مى‌كرديم. اگر مى‌شنـاختيم بـه گونه ديگرى عمل مى‌كرديم و از اينگونه حرف‌ها. 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

سوگواری برای سیدالشهدا ، چرا؟


جهان آفرینش دارای قوانینی است که آن قوانین را آفریننده ی جهان وضع نموده است. آفریننده ای که حکیم است و هیچ کاری را بیهوده و بدون حکمت انجام نداده است.

در سراسر این جهان که می نگریم چیزی جز عظمت و بزرگی خالق نمی بینیم. قوانینی که وضع کرده و سنتهائی که قرار داده، هیچکدام دارای کمترین نقص و نارسائی نیست و دانشمندان و اندیشه وران در تحلیل و کشف علل این قوانین در تکاپو می باشند. به رمز و راز برخی از این پدیده ها پی می برند ولی در تحلیل بسیاری از اسرار آفرینش و رموز هستی ناتوان می مانند.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

توصيف جامعه‌اي كه امام حسين عليه السلام  در آن مي‌زيست

حسين سفينه النجاه

پس از ظهور اسلام در مكه و بعثت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، شنيدن پيام پيامبر براي مستكبران و مال اندوزان آن سامان گران آمد. آنان وقتي نداي لااله الا الله را مي‌شنيدند بر خود لرزيدند و گسترش روزافزون اين ندا چيزي جز كوتاه كردن دست خدايان ديگر در برنداشت. بت‌پرستي كه جزء لاينفك فرهنگ بدوي عرب بود بهترين وسيله زورمداران و صاحبان ثروت و قدرت براي استفاده از انسان‌ها بود. درست است كه آنچه آن روز پيغمبر از آنان مي‌خواست اقرار به يگانگي آفريدگار بود اما به دنبال آن پيام‌ها آيه‌هاي ديگري هم نازل شد. آنچه مستكبران را به هراس مي‌انداخت و بر آينده خود بيمناك مي‌ساخت اين آيه‌ها بود: «آن كس مالي را فراهم آورده و آن را شمرده است پندارد مال او وي را جاويدان مي‌سازد هرگز! و در حطمه افكنده مي‌شود. چه مي‌داني حطمه چيست؟ آتش افروخته خدا كه در دل‌ها راه يابد. (همزه/ آيه 2 تا 7) (1)



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

خاک پای حسین

امام حسین

بال فرشته که خاک پای حسین است

فرش حسینیه عزای حسین است

فاطمه دنبالش است روز قیامت

هر که به دنبال دسته‎های حسین است

شعر من و تو که افتخار ندارد

تلا که خدا مرثیه سرای حسین است

رحمت زهرا برای این که بریزد

منتظر گریه‎ای برای حسین است

در دل مردم چه هست کار نداریم

در دل ما که برو بیای حسین است

دست به سمت کسی دراز نکردیم

هر دو جهان دست ما گدای حسین است

گندم شهر حسین روزی ما شد

باز سر سفره‎ها غذای حسین است

قیمت اشک برای خون خدا هست

دست همان کس که خونبهای حسین است

پرچم کرببلا همیشه بلند است

حافظ پرچم اگر خدای حسین است

هر چه که ما خواستیم فاطمه داده

آنچه فقط مانده کربلای حسین است

 

«علی اکبر لطیفیان


ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

سالها گفتیم ما از کربلا

خورشید کربلا

سالها گفتیم ما از کربلا

از شهید عشق و میدان بلا

از غمش بر سینه و بر سر زدیم

بوسه بر گهواره اصغر زدیم

باز هم گفتیم: مظلوما حسین!

بی کس و بی بال و پر، تنها حسین!

او ولی اینگونه در آنجا نبود

با خدایش بود، او تنها نبود

بود سیمرغی، نه سیمرغ خیال

داشت آن سیمرغ هفتاد و دو بال

کربلا پیچیده مثل راز بود

بهترین، غمگین‎ترین آواز بود

ما نفهمیدیم عمق راز را

معنی زیباترین آواز را !

کربلا محدود شد بر سر زدن

گل به سر مالیدن و پرپر زدن

تشنه لب گفتیم و هی خوردیم آب

گریه کردن شد برای ما ثواب

کربلا یعنی دو نیرو خوب و بد

یک طرف ایمان و یک سو دیو و دد

یک طرف علم و خدا و روشنی

یک طرف جهل و سیاهی، دشمنی

کربلا یعنی که فردا باز هم

این حقیقت هست و این آواز هم

باز فردا کربلاها می‎رسد

عشق می‎آید، بلاها می‎رسد!

بعد از آن هم کربلا تکرار شد

کربلاها در زمین بسیار شد

گرچه نامش بود نام دیگری

نام دیگر داشت هر خون پیکری

باز هم از جغدهای خشمگین

ریخت فوجی از کبوتر بر زمین

ما فقط در نینوا جا مانده‎ایم

غافل از این کربلاها مانده‎ایم



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

جون؛ غلامى عاشق و وفادار

امام حسین

"جون" مدتى در محضر ابوذر غفارى خدمت مى‎كرد، پس از شهادت ابوذر به خاندان على(علیه‎السلام) پیوسته بود، همراه كاروان امام حسین(علیه‎السلام) به كربلا آمد، روز عاشورا امام به او فرمود: تو به خاطر عافیت، همراه ما بودى، اكنون آزاد هستى هر جا مى‎خواهى برو، او با شنیدن این سخن منقلب شد و اشك از چشمانش فرو ریخت، در حالى كه با قلبى صاف و روحى خالص، دست و پاى امام را مى‎بوسید عرض مى كرد:

"آیا هنگام آسایش، كنار سفره شما باشمف و هنگام سختى از شما دور گردم؟ نه هرگز! من داراى سه عیب هستم: 1ـ بدنم بد بو است 2ـ منسـوب بـه خانـدان پسـت هستم 3ـ پوست بدنم سیاه است، آیا نمى‎خواهى با پیوستن به شما به بهشت روم و در نتیجه خوشبو و سفید رنگ، و منسوب به خاندان بزرگ گردم؟ سوگند به خدا از شما جدا نگردم تا خون سیاهم با خون درخشان شما آمیخته شود."

امام حسین(علیه‎السلام) به او اجازه نبرد داد، او به میدان رفت و قهرمانانه با دشمن جنگید و پس از كشتن بیست و پنج نفر از دشمن، عروس شهادت را در آغوش گرفت.

امام به كنار آن غلام صاف‎دل و عاشق آمد و در بالین او نشست و برایش چنین دعا كرد: «اللهم بیض وجهه، و طیب ریحه، واحشره مع الابرار، و عرف بینه و بین محمد و آل؛ خدایا چهره این غلام را نورانى، و بوى بدنش را خوش كن، و او را با نیكان محشور گردان، و بین او و آل محمد، شناسایى قرار بده.»

بر اثر این دعا، بدن جون آنچنان خوشبو شد، كه هر كس از كنار پیكر پاكش عبور مى‎كرد بوى خوشى كه خوشتر و پاكیزه‎تر از بوى مشك بود، از پیكر او استشمام مى‎كرد.

امام سجاد(علیه‎السلام) فرمود: "مردم (بنى اسد) بعد از گذشت ده روز از شهادتش، پیكر او را خوشبو یافتند، رضوان خدا بر او باد."

به این ترتیب آن غلام با گزینشى الهى، و عرفانى بى شائبهف به ملا اعلى رسید، و به لقاءالله پیوست.(1)

 

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی


پی‎نوشت‎:

1- نفس المهموم، ص150/ بحارالانوار، ج45، ص23.



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

لزوم توجه به بلای امام حسین (علیه‎السلام) برای سلوك

امام حسین، محرم

باید این حالت‌ها كه اساس سلوك باطنی است، در انسان پیدا شود، مهم‌ترین نردبان سلوك این است كه انسان چشم از عاشورا برندارد، لذا سلوك به بلا از بهترین نردبان‌هاست. بلای ما، به اندازه خود ما سلوك دهنده است، ولی بلای سیّدالشّهدا(علیه‎السلام) به اندازه عظمت حضرت. لذا در زیارت عاشورا بعد از طیّ مراحلی می‌خوانیم:

و أسئل الله بحقّكم و بالشّأن الّذی لكم عنده أن یعطینی بمصابی بكم أفضل ما یعطی مصاباً بمصیبته مصیبةً ما أعظمها و أعظم رزیـّـتها فی الإسلام و فی جمیع السّموٰات و الأرض.

به هر حال بالاترین درجات مصیبت را می‌توان در مصیبت سیّدالشّهدا(علیه‎السلام) داشت به این شرط كه مراحل قبلی طی شده باشد.

بلای سیّدالشّهدا(علیه‎السلام) همان سفینه حضرت است و یكی از بهترین راه‌های ورود به این سفینه، توجه به بلای اوست. «یا غیاث‌المستغیثین.» عبادتی كه حضرت در گودی قتلگاه انجام دادند، می‌توانست همه عالم را بهشتی كند، اگر همه عالم می‌خواستند در عاشورا مثل حبیب بشوند، ممكن بود؛ الان هم ممكن است، زیرا این ظرفیت عبادت حضرت است.

بلای امام زمان(علیه‎السلام) در زمان فعلی جزو اعظم ابتلائات است، اینكه در بعضی از روایات، غیبت حضرت تشبیه به غیبت حضرت یوسف(علیه‎السلام) شده، بی‌جهت نیست. هم چنان‌كه مبتلاترین آدم‌ها در غیبت یوسف، خود یوسف بود در غیبت صاحب‌الزمان(علیه‎السلام)، نیز مبتلاترین شخص، خود حضرت است؛ لذا غیبت برای صاحب آن، آسان نیست.

 



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

خرج عزای تو می‎شوند

امام حسین

آنان که خرج عزای تو می‎شوند

از زائران کرب و بلای تو می‎شوند

جاری کوثرند و مباهات فاطمه

این چشم‎ها که نذر ولای تو می‎شوند

تنها تو قابلی که شهید خدا شوی

هفتاد و دو نفر شهدای تو می‎شوند

خوشه به خوشه گندم ری بعد کشتنت

اطعام سفره‎های عزای تو می‎شوند

مردم به روز حشر که غوغای بی کسی است

دست تهی دخیل گدای تو می‎شوند

گیرم که خیمه‎های تو را زیر و رو کنند

این خانه‎ها حسینیه‎های تو می‎شوند

 

 «جواد حیدری



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

اى حرمت قبله حاجات ما

امام حسین

اى حرمت قبله حاجات ما

یاد تو تسبیح و مناجات ما

تاج شهیدان همه عالمى

دست على، ماه بنى هاشمى

همقدم قافله سالار عشق‏

ساقى عشاق و علمدار عشق

سرور و سالار سپاه حسین

داده سر و دست براه حسین

عم امام و اخ و ابن امام

حضرت عباس علیه‎السلام

اى علم كفر نگون ساخته

پرچم اسلام برافراخته

مكتب تو مكتب عشق و وفاست‏

درس الفباى تو صدق و صفاست

شمع شده، آب شده، سوخته

روح ادب را، ادب آموخته

آب فرات از ادب تست مات

موج زند اشك به چشم فرات

یاد حسین و لب عطشان او

و آن لب خشكیده طفلان او

ساقى كوثر پدرت مرتضى است

كار تو سقائى كرب و بلاست



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

نظر علما در مورد شفاعت امام حسین(علیه‎السلام)

امام حسین،‌محرم

استاد شهید مرتضى مطهرى مى‎نویسد:

«... بسیارى از عوام مردم... مى‎پندارند كه پیغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) و امیرالمومنین(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) و ائمه اطهار خصوصا امام حسین(علیه‎السلام) متنفذهایى هستند كه در دستگاه خدا اعمال نفوذ مى‎كنند، اراده خدا را تغییر مى‎دهند و قانون را [نعوذبالله] نقض مى‎كنند...»(1) ایشان در ادامه مى‎افزاید: «اگر كسى گمان كند كه تحصیل رضا و خشنودى خداى متعال راهى دارد و تحصیل رضا و خشنودى فرضا امام حسین(علیه‎السلام) راهى دیگر دارد و هر یك از این دو جداگانه ممكن است سعادت انسان را تامین كنند دچار ضلالت بزرگى شده است، در این پندار غلط چنین گفته مى‎شود كه خدا با چیزهایى راضى مى‎شود و امام حسین(علیه‎السلام) با چیزهاى دیگر، خدا با انجام دادن واجبات مانند نماز، روزه، حج، جهاد، راستى، درستى و ... و با ترك گناهان راضى مى‎گردد ولى[نعوذبالله] امام حسین(علیه‎السلام) با این كارها كارى ندارد رضاى او در این است كه مثلا براى فرزند جوانش على اكبر گریه و یا لااقل تباكى كنیم، حساب امام حسین از حساب خدا جداست به دنبال این تقسیم چنین نتیجه گرفته مى شود كه تحصیل رضاى خدا دشوار است زیرا باید كارهاى زیادى را انجام داد تا او راضى گردد ولى تحصیل خشنودى امام حسین(علیه‎السلام) سهل است فقط گریه و سینه زدن و زمانى كه خشنودى امام حسین(علیه‎السلام) حاصل گردد او در دستگاه خدا نفوذ دارد، شفاعت مى‎كند و كارها را درست مى‎كند... و گناهان هر چه باشد با یك فوت از بین مى رود این چنین تصویرى از شفاعت نه تنها باطل و نادرست است بلكه شرك در ربوبیت است و به ساحت پاك امام حسین (علیه‎السلام) كه بزرگترین افتخارش عبودیت خداست نیز اهانت است...»(2)

به عقیده ایشان امام حسین شفیع كسانى است كه از مكتب او هدایت یافته اند او شفیع كسانى نیست كه مكتبش را وسیله گمراهى ساخته اند.(3)



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

یا اباعبدالله الحسین

محرم

نفس بده كه نفس پای این علم بزنم

نفس بده كه فقط از حسین دم بزنم

سرم فدای قدمهات آرزو دارم

كه سرنوشت خودم را بخون رقم بزنم

سرم هوای تو دارد دلم هوای ضریح

چه می شود كه سری گوشه ی حرم بزنم

كنار سینه زنان چه می شود ارباب

میان صحن و سرایت شبی قدم بزنم

هزار حاجتم اما رسیده ام امشب

كه چشم بر قدم صاحب علم بزنم

نفس بده كه زشب تا غروب تاسوعا

میان نوحه كنانت دوباره دم بزنم

 

سروده حسن لطفی



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

به روی نیزه مثل آفتابی

محرم

به روی نیزه مثل آفتابی

نمی شد باورم دیگر نتابی

نمی دانم چرا از روز اول

به روی نیزه ها در اضطرابی

اگرچه مصحف بی رنگ و رویی

بخوان از نی، كه خود قرآن نابی

میان مجلس قوم ستمگر

سرت را دیدم و ظرف شرابی

برای خلوت طفل یتیمت

تو تفسیر دعای مستجابی

خجالت می كشد وقتی رقیه

تو را خواند ولی ناید جوابی

الهی كاش در كنج خرابه

سرت پوشیده آید با نقابی

 

‏ كمال مومنی



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

حضرت رقیه (س)‏

نوحه، محرم، حضرت رقیه

بر شیشه ی بلور دلم جا گذاشتند‏

در نیمه های راه مرا جا گذاشتند‏

رفتند و این سه ساله ی غمدیده را پدر

در دشت ترس و واهمه تنها گذاشتند‏

رفتند و زخم سینه ی دلشوره ی مرا‏

بار دگر بدون مداوا گذاشتند

رفتند و دست کوچک یخ کرده ی مرا‏

در دست گرم حضرت زهرا گذاشتند

بعد از دو روز بر سر بازار شهرشان

آئینه ی مرا به تماشا گذاشتند

 

 

وحید قاسمی



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

آموخته این راز به من استادم

نوحه، محرم، حضرت رقیه

من روز ازل دل به تو دلبر دادم

حق خواست كه در دام غمت افتادم

شادی من از فرط غم توست حسین

چون سوخته ی غم تو هستم شادم

از كودكی ام میان هیئت هایت

من آب به دست عاشقانت دادم

بهتر ز بهشت، روضه های تو بود

آموخته این راز به من استادم

یك بار كه از هیئت تو جا ماندم

دیدم كه هزار سال عقب افتادم

نام همه گر شود فراموش قسم

هرگز نرود نام حسین از یادم

آنقدر حسین حسین بگویم محشر

تا روضه بپا شود از این فریادم

قبل از همه جا به كربلایت رفتم

زآن روست كه تا روز ابد آبادم

 

 

جواد حیدری



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

آمدم پیش تو ای دخترک معصومم‏

نوحه، محرم، رقیه

چه شده این همه تو خونجگر و گریانی

که چنین با تن رنجور مرا می خوانی

بارها از نوک نی، سوختنت را دیدم

چه شده قلب مرا این همه می سوزانی

آمدم پیش تو ای دخترک معصومم‏

خنده ات کو؟ چرا بی رمق و بی جانی؟

خواستم تا که تو را در بغل آرام کنم

چه کنم نیست تنی تا بکنم احسانی

کاش می بود لبی تا به لبت بوسه زنم‏

که نگویی زچه رو، روی تو می پوشانی

تا که آغوش تو را دو سرم حس کردم

یادم آمد شبیه مادر من می مانی

 

کمال مومنی



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

وقتی که آمدی به برم

امام حسین، محرم

وقتی كه آمدی به برم نور دیده ام

گفتم كه بازهم نكند خواب دیده ام

بابا منم شكوفه سیب سه ساله ات

حالا ببین چه سرخ و سیاه و رسیده ام

خیلی میان راه اذیت شدم ولی

رنج سفر به شوق وصالت كشیده ام

تنها به شوقت این همه محنت كشیده ام

اینرا بدان كه بین تو و تازیانه ها

نام تو را به قیمت سیلی خریده ام

در بین این مسیر پر از غصه بارها

از آسمان ناقه چو باران چكیده ام

پایم سرم تمام تنم درد می كند

از بس كه زجر در دل صحرا كشیده ام

كم سو شده دو چشم من از ضربه های او

حتی به زور صوت رسا را شنیده ام

از راه رفتنم تعجب نكن كه من

طعم بد شكستن پهلو چشیده ام

پاهای من همه پر تاول شده ببین

خیلی به روی خار بیابان دویده ام

چادر ز عمه قرض گرفتم كه زیر آن

پنهان كنم ز روی تو گوش دریده ام

بشنو تمام خواهش این پیر كودكت

من را ببر كه جان تو دیگر بریده ام

عمه كه پاسخی به سؤالم نمی دهد

آیا شبیه مادر قامت خمیده ام؟

پاهای من همه پر تاول شده ز بس

از ترس او میان بیابان دویده ام

 

محمد بیابانی



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

از ازل یار توام هست هزاران سالم

امام حسین، محرم

ای نظر گاه نگاهت همه ی آمالم‏

زیرو رو می کند این گفت و شنود احوالم

با تو داریم سخن قصد سخنرانی نیست

نیت این است که چون حال تو گردد حالم

از کرامات تو از بس که به جانم خواندند

دل حسینی شد و تا حشر به این منوالم

من عزادار تو این چند محرم نشدم

از ازل یار توام هست هزاران سالم‏

تا زمانی که قتیل العبراتت خواندند

با همه گریه کنان گریه کنِ هر سالم

خوب دانی که همه دلخوشی ام چیست حسین

این که مرغ حرم عشق و شکسته بالم

تا که هستی نکنم نذر تو راحت نشوم‏

ای فدای تو همه جان و تن و اموالم‏

من به عمامه ی غارت شده ات می گویم

با نگاه غضبم حافظ بیت المالم

دارم امید که چون تو سرم از تن برود

برزخ و رجعت و محشر ، به همین خوشحالم

نوکر حضرت ارباب متاعی دارد‏

چون که منا بشوم یار حسین و آلم

گفت و گو با دل ارباب صفایی دارد‏

آنچه گفتیم و شنیدیم به آن می بالم‏

 

محمود ژولیده



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

یا رقیه مددی

رقیه

تمام درد دلت را كه از سفر گفتی

گمان كنم كه دلت سوخت مختصر گفتی

من از جسارت آن دست بی حیا گفتم

تو از مشقت گودال و قطع سر گفتی

همان كه آتشمان زد و خیمه را سوزاند

صدا زدم كه الهی به پای مرگ افتی

چنان به روی سرم داد زد پس از سیلی

نگفته ام كه نگو باز هم پدر گفتی

به روی نیلی و موی سفید دقت كن

بگو شبیه كه هستم پدر، اگر گفتی؟

فقط بگو كه چه شد ظالمانه چوبت زد

شما به غیر كلام خدا مگر گفتی

دلم برای غریبی عمه می سوزد

مگو زدرد سفر از چه مختصر گفتی

 

سروده حامد خاكی



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

ای رازدار فاطمه برگرد چاره كن

امام حسین علیه السلام

آقا بیا كه ما ز غمت گریه می كنیم ‏

ماه عزاست بر حرمت گریه می كنیم ‏

شكر خدا كه دل به عزا خانه بار یافت ‏

ماه بكاست ما به غمت گریه می كنیم ‏

دل ها برای روز تو آماده می شوند ‏

ما بهر دیدن علمت گریه می كنیم ‏

ای خون ما حلال قدومت در این عزا ‏

خون جای اشك بر قدمت گریه می كنیم ‏

تا كی غلاف صبر، كند منع ذوالفقار ‏

هر دم به حسرت دو دمت گریه می كنیم ‏

می آیی و بدون ملاقات می روی ‏

آقا به این عبور كمت گریه می كنیم ‏

خوردی قسم به مادر پهلو شكسته ات

تا حشر هم به این قسمت گریه می كنیم ‏

ای رازدار فاطمه برگرد چاره كن ‏

ما از غم غدیر خمت گریه می كنیم ‏

دشمن  به آل تو چه ستمها روا نمود ‏

با تو به آل محترمت گریه می كنیم ‏

از ما حضور عمه ی مظلومه ات بگو ‏

عمری برای قد خمت گریه می كنیم ‏

 

محمود ژولیده ‏



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

ای سر منزل به منزل ای سر یحیی نشان

امام حسین علیہ السلام

باورت می شد ببینی خواهرت را یك زمان

دست بسته، مو پریشان، مو كنان، مویه كنان

باورت می شد ببینی دختر خورشید را

كوچه كوچه در كنار سایه ی نامحرمان

نه لبی مانده برای تو نه جای سالمی

من كه گفتم این همه بالای نی قرآن نخوان

چه عجب! طشتی برای این سرت آورده اند

ای سر منزل به منزل ای سر یحیی نشان

تا همین كه چشم تو افتاده بر چشمان ما

چشم ما افتاده بر لبهای زیر خیزران

ای تمامی غرور من فدای غیرتت

لطف كن این مرد شامی را از این مجلس بران

این قدر قرآن مخوان این چوب ها نامحرمند

شب بیا ویرانه هرچه خواستی قرآن بخوان

 

علی اكبر لطیفیان



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

دیوار غصه

امام حسین

دیوار غصه بر سرم  آوار  شد حسین

تاریخ رنج فاطمه  تکرار  شد حسین

آییـنه صــداقت   قلب    تمام   شهر

مجروح تازیانه  زنــگار   شد  حسین

دیدم که دست بیعتشان بین آستین

باسحرسکه های طلا مار شدحسین

درسبزه ها به جای طراوت تنفراست

هربره ای که خوردازآن هارشد حسین

اینجا برای کشتن تان نقشه میکشند

زیر   گـلوت  مرکز  پرگار  شد حسین

مسلم نخورد لقمه ای از سفره کسی

اما به کل کوفه بدهــکار  شد حسین

حتی به جسم بی سرمن سنگ میزنند

مسلم به جرم عشق توبردارشدحسین

راس بریده ام  سر  یک میخ آهنین

سر گرمی جماعت بازار شد حسین

دیدم بر اشــتران  سپاه   حرامیان

چندین هزار نیزه فقط بارشد حسین

سنگ و کلوخ بر همه پشت بام ها

قدر ســپاه ابرهه  انبــار   شد حسین

آب از سرمن و تو واکبر گذشته است

زینب به بند غصه گرفتار شد حسین

راه   اسیر  کردن  اهـل و عیال تان

با خنده های حرمله هموارشدحسین

 

وحید قاسمی



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

ای به شهیدان خدا پیشتاز

امام حسین علیه السلام

ای به شهیدان خدا پیشتاز

سینه به شمشیر بلا کرده باز

مسلم اسلامی و اسلام ناب

کوفه شب تیره و تو آفتاب

پیش قدم از شهدای حسین

کرده سر و جان به فدای حسین

حائر تو بر همه دارالامان

زائر قبر تو امام زمان

باب کرم، باب نجات همه

خانه به دوش پسر فاطمه

هم علی و فاطمه را نور عین

هم پدر پنج شهید حسین

پیش تر از لیلة میلاد تو

اشک فشان بوده نبی یاد تو

گفت ز ایثار و سر افرازی ات

بر پسر فاطمه جانبازی ات

مظهر صبر علوی، صبر تو

کوفه شرف یافته از قبر تو

عاشق حق، دل به تو بازد، به تو

یوسف زهرا به تو نازد، به تو

کوفه تو قطعه ای از کربلا

تشنه ولی تشنة صهبای لا

جد تو یار نبی از ابتدا

عم گرامی تو شیر خدا

نور دو قرص قمر فاطمه

پسر عموی پسر فاطمه

همچو ابوالفضل رخت دلفروز

مثل علی: عابد شب، شیر روز

مرغ سحر محو نماز شبت

نام حسین بن علی بر لبت

نوبت تو از شهدا پیش تر

غربت تو از همگان بیش تر

شب مه رویت قمر کوچه ها

در دل شب رهگذر کوچه ها

مرغ دلت پر زده بر دارها

روی تو بر دامن دیوارها

خسته ز دست خود و بیگانه ها

بسته به روی تو در خانه ها

کوفه چه بی عار و چه بی درد بود

پیرزنی بین همه مرد بود

ای همه قربان دو قربانی ات

دو طفل آزاده  زندانی ات

جز تو که ای جان جهان تن دهد

دو طفل خود به دست دشمن دهد؟

ای رخت از خون جبین گشته رنگ

ریخته بر فرق تو باران سنگ

حیف که در دشمنی ات تاختند

بی خردان قدر تو نشناختند

حیف که شد غرقه به خون، پیکرت

گشت جدا با لب عطشان، سرت

حیف که در دل شررت ریختند

حیف که آتش به سرت ریختند

غربت تو در ملاء عام بود

خون تو جاری ز لب بام بود

از لب بام آن بدن نازنین

گشت سرازیر به روی زمین

طوعه کنار بدن پاک تو

اشک فشان بر تن صد چاک تو

فاطمه بر زخم تنت گریه کرد

بر دو گل یاسمنت گریه کرد

ای بدنت قرص مه آسمان

بسته به پای تو عدو ریسمان

رفته به هر سو بدن پاک تو

کوچه به کوچه، تن صد چاک تو

رشته پیمان همه بگسیختند

جسم تو بر قناره آویختند

داغ تو داغ دل یک عالم است

تربت تو در بغل "میثم" است

 

حاج غلامرضا سازگار



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

حرّ ریاحی به درت آمده

امام حسین(علیه السلام)

یوسف زهرا! زشما پُر شدم

تا که اسیر تو شدم حُر شدم

از دل دشمن به سویت پر زدم

آمدم و حلقه براین در زدم

آمده ام تا که قبولم کنی

خاک ره آل رسولم کنی

حرّ پشیمان تو ام یا حسین

دست به دامان تو ام یا حسین

یک نگه افکن همه هستم بگیر

ای پسر فاطمه دستم بگیر

روز نخستین به تو دل باختم

در دل من بودی و نشناختم

دست نیاز من و دامان تو

کوه گناه من و غفران تو

ناله ی العفو بُوَد بر لبم

تا صف محشر خجل از زینبم

روی علی اکبر تو دیدنی است

دست علمدار تو بوسیدنی است

مهر تو کُلّ آبروی من است

هستی من خون گلوی من است

چه می شود کشته ی راهت شوم؟

خاک قدم های سپاهت شوم؟

حرّ ریاحی به درت آمده

فطرس بی بال و پرت آمده

با نگه خویش کمالم بده

وز کرم خود پر و بالم بده

بال من از تیغه ی شمشیرهاست

سینه ی تنگم سپر تیرهاست

مقتل خون، اوج کمال من است

تیر محبت پر و بال من است

بال بده، فطرس دیگر شوم

طوطی گهواره ی اصغر شوم

                                        

غلامرضاسازگار



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

 ماه اشک، ماه عزاست

امام حسین

هلال خون، مه خون، ماه اشک، ماه عزاست

عزای کیست؟ گمانم عزای خون خداست

خمیده قامت گردون، شکسته پشت فلک

روانه خون دل از چشم آدم و حوّاست

پریده رنگ ز رخسار احمد و حیدر

شراره ی دل زهرا، صدای وا ولداست

سرشک دیده ی زهرا، روان زقلب افق

قدخمیده ی زینب، هلال ماه عزاست

قسم به جان حسین ای هلال خون برگرَد

که در تو زخم علمدار کربلا پیداست

بگو فرات نجوشد که آب تشنه لبان

در این طلیعه ی خون اشک دیده ی سقاست

بگو به لاله نروید که چند روز دگر

ورق ورق به روی خاک، لاله ی لیلاست

بگو به مهر نتابد که راس پاک حسین

فراز نیزه چو خورشید روز عاشوراست

زگوش دخترکی خون روان بود گویا

که گوشواره ی او یادگاری زهراست

حسین بود خدایی، خدا حسینی بود

از آن زمان که جهان وجود را آراست

سرشک دیده ی میثم هماره جاری باد

که اشک دائم او وقف سیدالشهداست

 

غلامرضا سازگار



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

وقتش رسیده است

امام حسین

وقتش رسیده است،كه سلمان مان كنی

مجذوب چند آیه ی قرآن مان كنی

ما بت پرست كعبه ی عشقیم،یاحسین

قرآن ز نی بخوان كه مسلمان مان كنی

ما ذهن مان به درك مقامت نمی رسد

ای كاش مور ملك سلیمان مان كنی

قدری ز روی نیزه برای خدا بخند

تا آشنا به واژه ی عرفان مان كنی

با صوت جانگداز لب سنگ خورده ات

مانند زلف خویش،پریشان مان كنی

دنبال نیزه ی تو به هر سو دویده ایم

چیزی نمانده بی سروسامان مان كنی

مجنون تان شدیم وبه جای كویر ودشت

می خواستی كه مرد نیستان مان كنی

ما تشنه ایم،حضرت آقا نمی شود؟

مهمان چند قطره ی باران مان كنی

ما را گدای خانه ی خود كن،همین بس است

كی گفته ایم حاجی دكان مان كنی!؟

 

وحید قاسمی



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

برای سینه زدن رخصتی بده آقا ‏

امام حسین

برای سینه زدن رخصتی بده آقا‏

به دست خسته ی من قدرتی بده آقا‏

شبیه سال گذشته دوباره آمده ام

برای خوب شدن فرصتی بده آقا‏

دوباره قصد نمودم که نوکرت باشم

در این دوماه عزا همتی بده آقا‏

دعای خیر پدر بود آمدم اینجا

به سفره ی پدرم برکتی بده آقا‏

از آن قواره ی مشکی که دست فاطمه است‏

به روضه خوان خودت خلعتی بده آقا‏

زغصه های سر غرق خون تو بر نی

چگونه سرشکنم، جراتی بده آقا‏

سر مطهرتان بارها ز نی افتاد‏

میان روضه به من طاقتی بده آقا‏

 

وحید قاسمی



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

روايت جالبي از ثـواب گـريه بر حسين عـليه السلام

اهميت زيارت عاشورا

يكى از رواياتـى كه در زمـينه ثـواب گـريه بر حسين عـليه السلام نقـل شده روايت ريان بن شبيب از حضرت ثامن الائمه امام رضا عليه السلام است و چون سند روايت بسيار جالب است زيرا بيست و نه نفر روات حديث همگى از محدثين بزرگ و دانشمـندان عـالى مـقـامـند لذا سند و مـتـن آنرا بتـمـامـه نقل مى كنيم :



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

تشكيل مجالس عزا مورد علاقه امامان است

نوحه، محرم، حبيب

عـزادارى براى ابا عـبدالله الحسين عليه السلام خصوصا، و براى ساير ائمه عليهم السلام كه گرفتار مصائب گرديده و با شمشير يا بوسيله زهر به شهادت رسيده اند عـموما مورد توجه امامان بوده است ، چنانكه ازرى از امام صادق عليه السلام روايت مى كند كه به فضيل فرمود:

« آيا مـجالس عـزا بر پا مى كنيد و از اهل بيت و آنچـه بر آنان گـذشتـه است صحبت مـى داريد؟ فـضيل گفت : آرى قربانت گردم ، امام فرمود: اينگونه مجالس را دوست دارم پس امر ما را زنده گـردانيد كه هر كس امـر مـا را زنده كند مـورد لطف و مـرحمت خدا قرار مى گيرد فـضيل ، هر كس از مـا ياد كند يا نزد او از مـا ياد كنند و به اندازه بال مگس اشك بريزد، خدا گناهانش را مى آمرزد اگر چه بيش از كف دريا باشد.» 1

 

عزاداران حسين عليه السلام مورد توجه فرشتگان و ائمه اند



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

اثرات و برکات دنيوي گريه و عزادارى سيدالشهدا (عليه السلام)

نوحه، محرم، علي اکبر

1- حفظ رمز نهضت حسينى

از ارزنده‏ترين آثار و بركات مجالس عزادارى و گريه بر ابى عبدالله حسين (عليه السلام) حفظ رمز نهضت حسينى است .

به راستى ؛ چرا در دوران منحوص سلاطين و پادشاهان جور از برپايى مجالس عزاى اهل بيت (عليه السلام) به خصوص سالار شهيدان جلوگيرى مى شد؟ آيا نه اين است كه عزاى حسينى و امامان شيعه، سبب مى شود كه سخنوران و دانشمندان متعهد و انقلابى، مردم را از ظلم‏هاى حكومتها آگاهى دهند و انگيزه قيام آن حضرت كه امر به معروف و نهى از منكر است به اطلاع مردم برسد؟



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

اثرات اخروي گريه و عزادارى براى سيدالشهدا (عليه السلام)

مداحي کربلا عاشورا ني نوا نينوا محرم حسين ياحسين شهادت

1- آمرزش گناهان

ريان بن شبيب از امام رضا (عليه السلام) روايت كرده كه فرمود: «اى پسر شبيب ، اگر بر حسين (عليه السلام) گريه كنى تا آنكه اشك چشمت بر صورتت جارى شود، خداوند گناهان كوچك و بزرگ، و كم يا زياد تو را مى آمرزد»1

و نيز فرمود: «گريه كنندگان بايد بر كسى همچون حسين (عليه السلام) گريه كنند ، زيرا گريستن براى او گناهان بزرگ را فرو مى‏ريزد»


ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

تبدیل تربت کربلا به خون

خواب ام الفضل

امام حسین،‌محرم

ام الفـضل لبابه بنت حارث زوجه عباس عموى پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم در خـواب دید كه قطعه اى از گوشت بدن رسول خدا از بدن شریفش جدا شد و در دامن ام الفـضل افـتـاد خـدمـت رسول خـدا عـرض كرد خـواب دیده ام . رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: چه خواب دیده اى ؟

ام الفـضل خـواب خـود را تـعـریف كرد پیامبر فرمود: رؤیاى صادق است بزودى فاطمه صاحب پسرى خواهد شد كه تو او را در دامن خود پرورش ‍ مى دهى ، وقتى امام حسین متولد گـشت و ام الفـضل نگـهدارى او را به عـهده گـرفـت روزى حسین را خدمت پیامبر برد و رسول خـدا او را بغـل گـرفـتـه و چـشمـانش پـر از اشك شد، ام الفـضل گـفـت پـدر و مـادرم به فـدایت چـرا شمـا را گـریان مـى بینم ؟ رسول خـدا صلى الله عـلیه و آله و سلم فـرمـود: جبرئیل نزد من آمد و مرا آگاه ساخت كه امتم بزودى این فرزندم را خواهند كشت.1

 

ام سلمه و خاك قبر حسین علیه السلام



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

اجر حسين عليه السلام در قبال شهادت

محرم

 محمد بن مسلم كه يكى از اصحاب اجماع است روايت مى كند: شنيدم امام باقر و امام صادق عـليهمـاالسلام مـى فـرمـودند: بدرستـيكه خـداى تـبارك و تـعـالى در قـبال شهادت امـام حسين عليه السلام امامت را در فرزندان و ذريه او قرار داد و شفا را در تربتش و استجابت دعا را در نزد قبرش و زائر قبر حسين عليه السلام مدتى را كه مي رود به زيارت تا برمي گردد جزء عمر او بحساب نمى آيد. 

 محمد بن مسلم ميگويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم : اينكه فرموديد، لطفى است درباره كسانى كه از ناحيه امام حسين عليه السلام به آنها ميرسد (از فرزندانش كه امـامت به آنها ميرسد و از زائرين كه ثواب زيارت را مى برند و بيماران كه از تربتش شفا مى يابند، پس خدا به شخص ‍ امام حسين در ازاء شهادت چه عوض ميدهد؟



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

بزرگترين فلسفه قيام حسينى

خورشيد کربلا

با توجه به اينكه حسين عليه السلام از قدرت بنى اميه و از ضعـف و زبونى مـردم زمـان مـطلع و آگـاه بود و رفتاركوفـيان را با پدرش على عليه السلام و برادرش امام مجتبى ديده بود، پس چرا قيام كرد و مانند برادرش حضرت امام حسن عليه السلام با حكومت وقت كنار نيامد؟

1 ـ ريشه كن كردن مظالم حكومت اموى

يكى از بزرگترين فلسفه قيام حسينى ايستادگى در برابر ظلم و ستم بى حساب حكومت اموى مخصوصا نسبت به شيعيان و تصفيه حساب حكومت با شيعه بود .

مـظالم حكومت اموى بى حد و حصر و در شمار نمى آيد كه ما فقط به چند نمونه آن اشاره مى كنيم :

الف ـ سلب امنيت :



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

بزرگترین انگیزه قیام امام حسین (علیه السلام)

محرم

این سؤال مطرح است که چرا با وجود شناخت امام از مردم و قدرت بنی امیه چرا امام حسین قیام کرد و مانند امام حسن با حکومت کنار نیامد؟ چند نمونه از علل را در ذیل می آوریم:

 

1. امر به معروف و نهى از منكر

بزرگترین انگیزه قیام امام حسین علیه السلام مسئله امر به معروف و نهى از مـنكر است كه این دو از مـهمـتـرین اركان دین است و امـام عـلیه السلام در درجه اول مسئول اجراء این امر مهم اسلامى است .

چنانكه در وصیت به برادرش محمد بن حنفیه اعلان فرمود :« قـیام مـن بر مبناى تمایلات نفسانى نیست ، من به منظور طغیان و فساد و تباهى و ستم خـروج نمـى كنم بلكه انگـیزه ام اصلاح امـت جدم رسول خدا است ومقصود و منظورم امر به معروف و نهى از منكر است»



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

مادر کربلا

حضرت زینب

 

اگر نهایت زن بودن و اوج مقام زن، نیل به مرتبه مردانگی بود، می گفتیم زینب سلام الله علیها اوج مردانگی است ؛ اما چنین نیست ، آسمان پرواز این دو متفاوت است . تضاد نیست؛ رقابت نیست؛ تفاوت است.

چنین نیست که عالم زن، عالمی باشد پایین تر از عالم مرد، و اوجش تازه ابتدای مردانگی باشد. عالم زنان نیز مانند عالم مردان، آسمانی دارد، خورشیدی، ماهی و ستارگانی. خورشید این آسمان بی تردید زهرا سلام الله علیها است. و ماه آن، زینب است که پس از به قتلگاه افتادن خورشید، در آسمان تیره جهان درخشید تا مسیر، بی جهت و طریق، تاریک و راه، بی رهرو نماند. مادری اوج مقام زنانگی است و زینب ، سدره نشین مرتبه مادری است.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

داستانهای شگفت انگیز از زیارت عاشورا

زیارت عاشورا

عارف فرزانه آیت اللّه بهجت (ره) می فرمود: مضمون زیارت عاشورا گواه و روشن كننده عظمت آن است، مخصوصاً وقتى آنچه در سند زیارت ملاحظه می كنیم که امام صادق علیه السلام به صفوان مى فرماید: زیارت عاشورا را بخوان و در خواندن آن استمرار داشته باش، من به خواننده آن چند چیز را تضمین می كنم:

زیارت او قبول، تلاشش مشکور و حاجت وى از جانب خداوند متعال بر آورده می شود و با دست خالى باز نخواهد گشت. اى صفوان! این را با ضمانتى از پدرم، و پدرم از امیرالمؤمنین علیه السلام و ایشان از حضرت رسول صلّى الله علیه وآله و رسول خدا از جبرئیل و جبرئیل از خداوند عزّوجلّ دریافت نموده، هر یك از آنها این زیارت را با این ضمانت تضمین نمودند، خداوند عزّوجل به ذات اقدس خود قسم خورده كه هركس زیارت كند حسین علیه السلام را به این زیارت از نزدیك یا دور و دعا كند به این دعا، زیارت و دعاى او را قبول مى كنم و خواسته اش هرچه باشد بر آورده سازم. پس از درگاه من با ناامیدى و زیان باز نگردد و او را به برآمدن حاجتش، و رسیدن به بهشت و آزادى از دوزخ خرسند و خوشحال مى كنم و شفاعت او را در حق هر كس كه شفاعت كند بپذیرم.(1)



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

تحریف های عاشورا در کلام استاد مطهری

آیت الله شهید مطهری

در دنیای امروز کسی نیست که شهید مطهری را نشناسد. این استاد بزرگ و روحانی روشنفکر و روشن ضمیر یکی از مهمترین مهره‌های انقلاب اسلامی ایران به شمار می‌رفت که وظیفه هدایت فکری جامعه را به عهده داشت.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

یک قطره اشک و یک اقیانوس گناه

آیت الله وحید خراسانی
در این ایام كسانی كه اغتنام فرصت كنند و این وقت را غنیمت بشمرند... ایام عاشورا بهاری است كه دل‌ها زنده می‌شود.

بیانات آیه الله وحید در آستانه ماه محرم 1433

قال الله سبحانه و تعالی: "وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ"[1]

پیش آمد عاشوراست ، عاشورا را نه کسی شناخته و نه هم خواهد شناخت.

مرحوم آخوند وقتی از دنیا رفت، آن مردی که در دقت نظر، حاشیه رسایلش آیتی است و در حاشیه مکاسبش در هر سطری اهل فقه می دانند چقدر هنر کرده، با این قدرت فکری وقتی او را مشاهده کردند اهلش، گفت: ما تا در دنیا بودیم نفهمیدیم سید الشهدا کیست، وقتی آمدیم به اینجا فهمیدیم او کیست هنوز باز زود است.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

شیشه‌های عاشورایی اخراج!!


نوشتن نام امام حسین (ع)، حضرت اباالفضل و دیگر حاضران واقعه عاشورا بر روی شیشه های اتومبیل های شخصی در کنار نقوشی از میدان کربلا و گل آلود کردن سطح ماشین، چند سالی است که از سوی جوانان به عنوان نماد عزاداری برای امام حسین (ع) و یارانش تبدیل شده است اما خبرها حاکی از این است که برخی از مقامات مسئول، رنگ آمیزی و نوشتن روی شیشه خودروها را به بهانه کاهش دید راننده ممنوع اعلام کرده اند و گفته اند که با متخلفان برخورد قانونی خواهد شد!

شیشه نویسی محرم
سال ها است که پیش از ورود ماه محرم، بازار نقاشی و نوشتن شعر ، شعار و نقش هایی از واقعه کربلا ، روی خودروهای شخصی ، گرم می شود و نوجوانان، جوانان و حتی میانسالان برای عرض ارادت خود به سالار شهیدان، اقدام به طراحی و نقاشی نمادها و شعائر آن حادثه بزرگ بر خودرو های سواری خود می کنند و از این طریق می خواهند به نوعی نقش خود را در این عزاداری بزرگ نشان دهند.


ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

زیارت حریم حسینی

امام حسین
نجات از آتش

سید بن طاووس(ره) از محمد بن داود نقل نموده: همسایه اى داشتم به نام على بن محمد كه می گفت:

من هر ماه یك مرتبه به زیارت امام حسین علیه السلام می رفتم. وقتی سنّم بالا رفت و جسمم ضعیف شد مدّتى به كربلا نرفتم، و بعد از مدّتى پیاده روانه شدم، و در مدّت چند روز به كربلا رسیدم، زیارت كردم و نماز خواندم و چون به خواب رفتم دیدم كه حضرت امام حسین علیه السلام از قبر بیرون آمده و فرمود: اى على چرا به من جفا كردى با اینكه نسبت به من خوبى و نیكى مى كردى؟ عرض كردم: آقاى من بدنم ضعیف شده و توانایى خود را ازدست دادم و توان آمدن ندارم و چون فهمیده ام آخر عمرم است و با آن حالى كه داشتم این چند روز راه را به عشق شما بزیارت آمدم. روایتى از شما شنیدم که دوست داشتم آن را از خود شما بشنوم. حضرت فرمود:بگو. گفتم: چنین نقل شده كه «قال من زارنى فى حیوتى زرته بعد وفاته» هر كه مرا در حال حیاتش ‍ زیارت كند و به زیارت من نائل گردد من هم بعد از وفاتش او را زیارت میكنم و به زیارت او مى آیم. حضرت فرمود: بله من گفته ام، حتى اگر او را را در آتش ببینم نجاتش خواهم داد.(1)



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

خاک سرزمین کربلا

کربلا

در كتاب مفاتیح الجنان به سند معتبر روایت شده كه شخصى گفت حضرت امام رضا علیه السلام براى من از خراسان بسته ای فرستاد. وقتی بسته را باز كردم دیدم در میان آن خاكى بود، از آن مردى كه بسته را آورده بود پرسیدم كه این خاك چیست؟ گفت: خاك قبر امام حسین علیه السلام است، تا به حال نشده كه حضرت چیزى براى كسى بفرستد و در میان آن لباسها مقداری تربت حائر حسینى نگذارد. ایشان مى فرماید این تربت به اذن خداوند متعال امانی است از بلاها.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

پیامبران خدا و سرزمین نینوا

کربلا
آدم در كربلا

وقتی حضرت آدم علیه السلام مرتکب ترك اولى شد از بهشت رانده و بر زمین فرستاده شد، محل هبوط او در مكّه معظّمه بوده است. آدم علیه السلام بر روى زمین حركت كرد و بیابانها و دشتها را زیر پا گذاشت تا گذار او به سرزمین كربلاى پر بلا افتاد. وقتى به آن سرزمین رسید، ملاحظه كرد كه گرد غم و غبار همّ در وجودش پدیدار شد و قلبش به تنگ آمد، تا رسید به قتلگاه حضرت سیّد الشهداء علیه السلام، قدمش به سنگى برخورد كرد و افتاد - و بر اثر اصابت سرش به زمین - خون از سر حضرت آدم جارى شد، آدم علیه السلام ناراحت شد و سر به آسمان برداشت كه، بار الها آیا گناه تازه اى مرتكب شده ام كه مرا اینگونه مجازات می كنى خدایا من تمام عالم را گشتم و چنین بلائى بر سرم وارد نشد، حال آنكه در اینجا چنین عقوبت می شوم!

از جانب پروردگار عالم ندا آمد كه اى آدم از جانب تو گناهى سر نزده است لكن این همانجایى است كه فرزندت حسین علیه السلام بر اثر ظلم شهید می شود، و خداوند روضه سیّد الشهداء را خواند و حضرت آدم علیه السلام بر مصائب آن حضرت گریست. حضرت آدم عرض كرد: خدایا آن حسین كه در این جا شهید می شود پیامبر می باشد؟

وحى نازل شد كه اى آدم او پیامبر نیست، لكن نوه پیامبر آخرالزمان و فرزند دختر آن پیامبر، فاطمه زهرا می باشد. پس با رهنمایى جبرئیل چهار مرتبه بر قاتلین حضرت سیّد الشهداء علیه السلام لعن فرمودند.

باد به امر پروردگار متعال شروع به مرثیه خوانى نمود و گفت: اى سلیمان در همینجا حسین علیه السلام را به قتل می رسانند. همینجا نوه محمد مختار صلّى الله علیه وآله و پسر على كرار را شهید می کنند.

سلیمان علیه السلام گریه كرد و بعد فرمود: چه كسى او را شهید می كند؟

گفت: یزید پلید كه نفرین شده تمام آسمان و زمین است.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

اطاعت تا کجا؟

اطاعت
حد مجاز در اطاعت

وقتی به معارف و دستورات دینی مراجعه می کنیم می بینیم که خداوند متعال ما را ملزم به اطاعت از عده ای از انسانها که مخلوق اویند کرده است. از بارزترین افراد این گروه می توان به پدر و مادر اشاره کرد و یا کسانی که انسان بر اساس یکی از قراردادهای اسلامی با او و یا برای او کار می کند. سوال اینجاست که حد اطاعت از این عده تا کجاست؟

این سوال در افرادی مانند حضرات معصومین علیهم السلام مطرح نیست؛ چرا که ما بر اساس آیاتی مانند « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ » (1) ملزم به اطاعت بی قید و شرط از آن حضرات هستیم. علت بی قید و شرط بودن این اطاعت هم آن است که ایشان سخنگوی وحی الهی اند و سخن آنها سخن خداست و در علم و عمل از هر گونه رجس و پلیدی و گناه مصونند(1)؛ بنابراین جز به حق امر و نهی نمی کنند و اطاعت از آنها اطاعت از خداست.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 آذر1390 توسط مصطفی سلیمانی

پیج رنک

آرایش